این گروه سومر باز که بافته های صهیونیست ها را وحی مُنزل می دانند اصرار عجیبی دارند تمام تمدن جهان از سومر ناشی شده و چون زبان سومریان تک الصاقی بوده حتماً زبان آنها تورکی است با این بافتنه های بی اساس جوانان را چنان می فریبند که آنها را مجبور به حرکات دور از شأن انسانی چون زوزه کشیدن به شگل گرگ می کنند

درگلستان سعدی حکایتی آمده که منجمی مشغول رصد ستارگان بود ولی از احوال خانه اش غافل،سعدی بر وی می گذرد و می گوید که تو در اوج فلک چه می جویی در حالی که از خانه ات خبر نداری.این حکایت مصداق احوال سومربازان است که با یک عقب روی ممتد سابقه تمدن خود را به هفت هزار سال و هشت هزار سال و... به ترتیب به آغاز خلقت و حتی اگر چنین ادمه یابد به قبل از خلقت هم می رسانند!

این گروه سومر باز که بافته های صهیونیست ها را وحی مُنزل می دانند اصرار عجیبی دارند تمام تمدن جهان از سومر ناشی شده و چون زبان سومریان تک الصاقی بوده حتماً زبان آنها تورکی است با این بافتنه های بی اساس جوانان را چنان می فریبند که آنها را مجبور به حرکات دور از شأن انسانی چون زوزه کشیدن به شگل گرگ می کنند.این گروه سومرباز و به ویژه سر دسته آنها خود را پرفسور ح.ص هم می نامد از هر چیزی که تصویر می شود یک ریشه سومری و تورکی در می آورد. در عقل بیمار وی شرافت و اصالت نخست در تورک بودن است و دیگری سومری بودن.

پرفسور خود ساخته که روابط نزدیکی با عوامل چپ و بعد مأموران  ک .گ .ب  در اوایل انقلاب داشت خود یک کمونیست به تمام معنی بود و در نوشته هایش یک مدافع سینه چاک استالین و لنین ظاهر می شد .این سامری،سومرپرست بعد از بازگشت از سفر آموزشی از ترکیه چهره عوض کرد  و با شکل و شمایل مذهبی ظاهر شد و تلاش کرد سومر بازی و سومرسازی های صهیونیست ها پان ترکیست را در قالب چهره مذهبی تبلیغ نماید.

وی که در تلاشهای خود منکر زبانی غیر از تورکی به ویژه پهلوی در آذربایجان است خود را به آب و آتش می زند و با انواع و اقسام هتاکی ها می خواهد اثبات کند زبان پهلوی در آذربایجان وجود نداشته و از بدو خلقت مردم آذربایجان تورک و آنهم سومری بوده اند. این مبلغ سر سخت سومربازی و سومرسازی به هیچ وجه به روش تحقیقی علمی باپیبند نبوده و ارجاع نوشته هایش خود وی وگفته های اوست، هر چیزی را برای اهداف خود دستخوش تحریف می گرداند.جالب آن است که این سومرباز پس از انتشار کتاب  سفینه تبریز  که متن مهم از فرهنگ،ادب،تاریخ و زبان و... ایرانی اسلامی آذربایجان در قرن هشتم هجری از تبریز است ،هیچ واکنشی به آن نداشته و گویا چنین متنی متعلق به آذربایجان نیست .

به راستیسفینه تبریز با آن قدمت واهمیت چرا هیچ بازتابی در محافل سومرسازی و سومربازی ندارد؟