پیدایش پان ترکیسم در خاور میانه با سیاست های استعماری وصهیونیستی پیوند خورده است .وجود امپراطوری بزرگ اسلامی عثمانی گرچه در دوران ضعف خود به سر میبرد با این حال صد بزرگی در مقابل منافع دنیای غرب قرار داشت به همین علت از اواسط قرن نوزدهم به سردمداری یهودی های وابسته به انگلیس مهمترین راهکار تجزیه عثمانی کلید خورد وآن چیزی نبود جز قوم پرستی که مرکز توجه آن برتری ترکان و زبان ترکی بر سایر اقوام وزبانها بود اولین واکنش ترویج این اندیشه های قوم پرستی بستر سازی برای تجزیه اقوام غیر ترک زبان تحت قلمرو عثمانی بود . 

. سه چهره مهم و پایه گزار این اندیشه استعماری عبارت بودند از  

لئون کوهن، یهودىـ فرانسوى که با نوشته هاى خود بیشترین تاثیر را بر پان ترکیست هاى چون ضیاء گوگ آلپ و کاشن زاده و احدآقا اوغلو داشته است. لئون کوهن در یکى از کتاب هاى خود چنگیز و تیمور را چنین توصیف مى کند:

« آنها ابر قدرت بودند. مغولان یک اشرافیت نژادى بودند که ترکان از اعقاب مغولان اند. عرب ها از طریق قران ... ذهن ترک ها را مسموم کردند و ملیت را از آن ها گرفته و ترک ها را تضعیف نموده اند. به این ترتیب مانع از تشکیل یک امپراتورى جهانى شدند.»‌

 آرمینوس وامبرى یهودى مجار تبار که فعالیت هاى او در خدمت اهداف استعمارى انگلستان بود، وامبرى در سال هاى 1863 و 1864 به صورت درویش دروغین به اسم رشید افندى از طریق ایران به خانات آسیاى میانه رفته و نتیجه سفرش را به صورت سیاحت نامه درویش دروغین در آسیاى میانه درآورد که به زبان فارسى هم منتشر شده است. وامبرى تاثیرات بسیارى بر پان ترکیست هاى بعدى گذاشته است. وى سعى مى کرد ثابت کند پیوندهاى زبانى و نژادى ترک هاى عثمانى با ترک هاى آسیاى میانه خلل ناپذیر است. بعد از جنگ جهانى اول که امپراتورى عثمانى از هم پاشید نظر وامبرى درباره پیوند ترک هاى آسیاى میانه برگشت و انگلستان را واجد شرایط حکومت بر این ناحیه دانست

موشه کوهن اهل سزر در سالونیک یکى دیگر از تئورى پردازان دو آتشه پان ترکیست بود. آقاى کوهن بعدها نام خود را تغییر داد و به تکین آلپ معروف شد. تکین آلپ به یکى از چهره هاى شناخته شده پان ترکیسم بدل شد. نامبرده مقالاتى درباره ترکان به زبان آلمانى،ترکى، و فرانسوى مى نوشت و روزنامه نگارى توانا و پرکار بود. در کتابى که او به زبان آلمانى  و انگلیسى نوشته با لحن مجاب کننده اى اظهار مى دارد که: ‌ ‌

ناسیونالیسم نوین ترک یعنى پان ترکیسم باید اسلامیسم و عثمانى گرى را به دور اندازند. بعد از جنگ جهانى اول که امپراتورى عثمانى از هم پاشید، آرزوى حکومت هاى استعمارى مثل انگلستان به تحقق پیوست. انگلستان کشورهاى مسلمان خاورمیانه را از چنگ عثمانى ها بدر آورد. این هم ممکن نبود مگر توسط تئورى پردازان پان ترکیست. مدت نزدیک به چهل سال تئورى ِ "نژاد ترک برتر از تمام نژادها" در خاورمیانه و اروپا القاء مى شد و در نهایت نیز آرزوى ترکان مبنى بر توسعه حکومت شان به آسیاى میانه و قفقاز تحقق نیافت، بلکه کشورهاى مسلمان از آفریقا گرفته تا شبه جزیره عربستان و بیت المقدس هم تقدیم استعمار انگلیس گردید

نکته جالب و مهم آنکه اکنون نیز کانون تولید ادبیات پان ترکیستی  اسراییل می باشد. یکی از زبده ترین محققان صهیونیست به نام براندا شیفر آخرین نظریات نژاد پرستی ترکی را تولید و منتشر می نماید و ایده های او نقل محفل پان ترکیست هاست[1].

 

 

تاریخ سازی برای ملت تراشی

 

بخش مهمی از تلاش های صورت گرفته ارایه مطالب به ظاهر علمی  با رویکرد مشخص ترک محوری است .از آنجایی که بانیان ومروجان اصلی این اندیشه صهیونیست ها بوده وهستند همچون باورهای قوم یهود تأکید اصلی بر زبان استوار است . با نیان این گروه به عمد تلاش کرده اند از عوامل متعدد که هویت را می سازد فقط زبان را عمده کرده آن را به عنوان مهمترین مشخصه هویتی  مطرح سازند.مهمترین اثری که در اخیر این هدف را برآوره می ساخت کتاب دو جلدی به نام ایران تورکلری نین اسکی تاریخی  نوشته فردی به نام پرفسور دکتور محمد تقی زهتابی (کیرشچی) بود. این کتاب سیاسی به شدت مورد توجه محافل پان ترکیست قرار گرفت زیرا در آن بر اساس زبان گویش فعلی به گذشته های باستانی رفته با شگردهای تاریخ نگاری استالینی که هدف وسیله را توجیه می کند  با ذهنیت بیمار نژاد پرستی به جعل وتحریف مبادرت کرده است.در این اثر  مطالب بی اساسی مطرح شده است که مورد پذیرش وتصدیق هیچ مرجع علمی ودانشگاهی قرار نگرفته است لیکن صرفاًدر محافل زبان پرستی به عنوان مهمترین کتاب مطرح می شود. از نظریات وی که در تضاد با منابع آکادمیکی تاریخی است، می‌توان به ترک بودن ایلامیان، سومریان، مادها، اشکانیان، اورارتویان، مانناییان، لولوبیان، گوتیان، هوریان، و حتی دیوها و شخصیتهای شاهنامه فردوسی اشاره کرد. وی در کتاب «تاریخ دیرین ترکان ایران» اولین تمدنهای بشری و اختراع خط و قانون را نیز منسوب به ترکان کرده‌است. این تحقیقات در نزد مورخان و پژوهشگران ارزشی نیافت .

از انجایی که این فرد شیفته نژاد و زبان بوده به خود اجازه انواع تحریف و دگرگون سازی منابع را داده تا ثابت کند آذربایجان از هفت هزار سال قبل ترک بوده اند[2] ؟

اساس این کتاب دوجلدی که به سرعت به فارسی هم ترجمه وتوسط عناصر قومی گرای افراطی  در چندین نوبت منتشر گردید  جازدن زبان به عنوان مهمترین عامل ملت سازی می باشد، با همین باور ارزشهای انسانی انکار و فقط تأکید آن بر ترک بودن اقوام باستانی واثبات این نکته است !

آیازبان تنها نشانه انسانیت وهویت است؟ ولاغیر

انسانیت ،عدالت، دوستی ،شرافت ،رأفت،مروت،غیرت نزد زبان پرستان  چه جایگاهی دارد؟

یکی از دوستانی که به باکو رفت و آمد دارد تعریف می کرد بعد از زلزله بم یک نفر از قوم گرایان افراطی از وی پرسیده بود اینهایی که در زلزله کشته شده اند فارس بودند یا ترک؟

در این اندیشه ای که ریشه در تعصبات خشک بدوی وقبیله ای  دارد دین وآموزه های دینی چه جایگاهی دارد؟

قبل از هر  نقد علمی که بر کتاب سیاسی­زهتابی با هدف ملت تراشی نوشته­،وارد باشد لازم است این موضوع اساسی مورد توجه قرار گیرد که بنیان فکری برتری زبان یا نژادی  در تعارض وتصادم با آموزه های دین مقدس اسلام است که ملاک برتری را به تقوا می دهد نه زبان و نژاد خاصی !

آیا زبان پرستی به نژاد پرستی نمی انجامد ؟

قوم گرایی افراطی که بنیانهای تاریخی واعتقادی محکمی ندارد برای آنکه جوانان را به دام فعالیت های خود بیندازد با تهیه وتولید انبوه کتابهای سیاسی تلاش دارد زبان را به عنوان اساسی ترین مشخصه هویتی معرفی نماید تا بلکه در پرتو آن به اهداف شوم خود نایل آید که این کتاب برای براوردن این آرزو تهیه وانتشار یافته است؟

در ادامه بحث  اشاره ای  گذرا به شخصیت نویسنده این کتاب سیاسی لازم است زیرا با شناخت شخصیت وی ماهیت کتاب سیاسی تألیف کرده اش روشنتر می شود :

 «زهتابی پس از تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان و دولت خودمختار پیشه وری در ۱۳۲۴، وی نیز به عضویت شاخه جوانان فرقه دموکرات در آمد یکسال بعد پس از تاسیس دانشگاه تبریز به تحصیل ادبیات در این دانشگاه پرداخت.

در پی عقب‌نشینی نیروهای شوروی از خاک ایران(استانهای آذربایجان و کردستان) و پایان عمر دولت پیشه وری و قاضی محمد، وی نیز همچون برخی دیگر از هوادارن فرقه دموکرات در سال ۱۳۲۷ راهی شوروی شد. وی به دو سال زندان در سیبری محکوم گردید و پس از پایان دوران تبعید مجددا به شهر دوشنبه تبعید شد

در پی اختلافات مرزی ایران و عراق در دهه ۵۰ شمسی، عراق و ایران دست به تقویت جنبشهای تجزیه طلبانه در دو کشور زدند. ایران به احزاب کردی در شمال عراق یاری کرد و عراق نیز اقدام به تربیت مزدور و ارسال اسلحه به بلوچستان کرد. در همین راستا محمود پناهیان  از سران فرقه دمکرات دعوت به عمل آمد که به بغداد برود. یکی از افراد همراه وی نیز محمد تقی زهتابی بود. وی در آنجا، ضمن همکاری با رژیم بعث عراق، به تأسیس یک گروه سیاسی به نام ”جبهه ملی خلقهای ایران “ دست زد و شعبه‌هایی از آن به تبلیغ قومگرایی در آذربایجان، کردستان، بلوچستان و خوزستان ایران پرداخت. زهتابی همچنین در رادیو گروه به تبلیغ قوم گرایی می‌پرداخت، وی مدتی نیز در دانشگاه بغداد فارسی تدریس می‌کرد.

در سال ۱۹۷۵ توافق الجزیره بین ایران و عراق حاصل گشت. طبق این توافق دو کشور دست از خرابکاری در امور یکدیگر باید برمی داشتند. بعد از آن عذر محمود پناهیان و گروه اعزامی خواسته شد و زهتابی مجبور به به بازگشت به باکو گشت.»[3]

 با چنین سرگذشتی نبایستی تردید کرد که کتاب زهتابی نه یک کتاب علمی بلکه کتابی کاملاً سیاسی برای اهداف خاص ملت تراشی با تکیه بر زبان می باشد !



[1] . برای اطلاع بیشتر رک به :علی رضا سلطانشاهی،پان ترکیسم وصهیونیسم،تهران،تمدن ایرانی ، 1384 صص 15- 65

[2] . در حالی این پرفسور این ادعا ها را مطرح می کند که از وجود حتی یک کتیبه ترکی در آذربایجان هم خبر نمی دهد!

 

[3] . حمید احمدی ،در آذربایجان چه گذشت؟، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره ۱۸۲-۱۸۱ (مهر و ابان ۱۳۸۱) ص ۴۴