به حكایت تاریخ بعد از خاتمه جنگ ایران و روس و اشغال نقاطی از كشور ایران بر اثر بی‌لیاقتی شاهان و زمامداران وقت و حاكمان كشور از طرف كشور متجاوز روسیه تزاری از یك طرف و عیاشی و بی‌بندوباری فتحعلی‌شاه قاجار از طرف دیگر، روسیه را بر آن داشت تا دولت بی‌لیاقت شاهنشاهی ایران را وادار سازند تا 17 شهر از شهرهای شمالی كشور و كنار رودخانه ارس را به عنوان غرامات جنگی در اختیار دولت تزاری قرار دهند.

مراغه- رضا پاشازاده

بر این اساس قرارداد منحوس تركمانچای و پیمان ننگین گلستان بین ایران و روسیه امضا گردید و اشغال 17 شهر زرخیز و پربركت كشور دودستی تقدیم دولت متجاوز تزاری شد.

از سوی دیگر آنان كه عرق ملی داشتند و حب‌الوطن را از آیات ایمانی می‌دانستند و خاك گهربار وطن را به دیده احترام می‌ستودند و با جان و دل و عشق و ایمان دل‌بسته و وابسته خاك وطن بودند سر به جیب تفكر فرو برده و زانوی غم در آغوش گرفته و در انزوا نشسته و شاه نالایق و حاكم مزدور را به باد لعن و نفرین گرفته بودند و خون دل از چشمه جوشان چشمان جاری می‌كردند و برای جدایی 17 شهر و برادران و خواهران خود اشك می‌ریختند و اشك می‌ریزند و چاره‌ای جز سوختن و ساختن نداشته و ندارند و مجبورند تاوان بی‌لیاقتی و عیاشی حاكم مزدور كشور را با سرافكندگی پذیرا شوند.

روشنفكران و عاشقان وطن عقده‌های دل و ناراحتی‌های درونی خود را در قالب اشعار و نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود بیان می‌كردند.

واقعاً غیرقابل تحمل بود كشوری كه روزی و روزگاری بر اثر لیاقت فرزندان و امیران خود جهانگشایی‌ها كرده بودند و نام پرافتخار خود را ورد زبان كرده بودند و بیرق سه‌رنگ و سرافراز وطن را در قلل شأن و شرف افراشته بودند این‌چنین سرشكسته و سرافكنده باقی مانده بودند.

روشنفكران به خوبی می‌دانستند به علت نالایقی زمامداران ایران باید دست از 17 شهر كشور بشویند ولی هرگز نمی‌توانستند مهر و اندیشه و علاقه قلبی را از دل بزدایند و هر آن به فكر آنانی بودند كه بالاجبار دست از دامن مام وطن بركشیده‌اند و ظاهراً دل از مهر وطن شسته‌اند.

مردم 17 شهر جداشده از وطن نیز در پنجه دژخیم تزاری اسیر شده بودند و توان فریاد را نداشتند و مردم و روشنفكران ایرانی 17 شهر از دست‌داده به علت بی‌لیاقتی شاهان و زمامداران خود سكوت كرده بودند و قدرت دم زدن را نداشتند و از طرفی مسأله رسمیت بین‌المللی را پیدا كرده بود و موضوع در سازمان ملل مطرح و شاه ایران را آن‌چنان افسار بر گردن زده بودند تا با میل و رغبت این فرمان ننگین را امضا كرده بود.

روسیه تزاری در اولین قدم برای عمیق‌تر كردن جدایی دو برادر از یكدیگر دیوارهای آهنی در سرحدات ایجاد كرد و هر چشمی به سوی ارس نگاه می‌كرد به شدیدترین وجه تنبیه و به نقاط دوردست تبعید می‌گردید.

تدابیر امنیتی صاحبان زر و زور نتوانست علایق قلبی و باطنی دو ملت همزبان و همخون را از بین ببرد و زمانی متوجه شدند كه دو برادر در پشت مرزهای آهنی مراوده‌های قلبی و باطنی ایجاد كرده و علایق قلبی خود را حفظ كرده‌اند.

آگاهان سیاسی و سیاستمداران تزاری نقشه‌ای طرح كردند و در قدم اول الفبای مردم 17 شهر جداشده از ایران را از الفبای عرب به الفبای لاتین مبدل ساختند. گو اینكه معمرین و آشنایان به الفبای عرب توانستند بازگوكننده كتب و اسناد موجود به نسل‌های جوان و تازه به دوران رسیده باشند ولی رفته رفته با رفتن معمرین از عرصه زندگی و رشد جوانان دیگر آثار الفبای عرب از بین رفته و مقادیر زیادی از كتب و آثاری كه با الفبای عرب تدوین شده بود بلااستفاده در زیر گرد و خاك در آن سوی مرزهای آهنی باقی ماند.

دولت شوروی متوجه شد كه الفبای لاتین نیز در این سوی مرز آشنایانی داشته و دارد و باز جسته و گریخته مبادلاتی بین افراد و به خصوص روشنفكران ایجاد می‌شود كه سیاست شوروی را نقش بر آب می‌كنند، روی این اصل دست به كار شدند و این بار الفبای مردم آذربایجان جداشده از ایران را به الفبای كریل تبدیل كردند و این بار نیز كتب و آثاری كه در ظرف این مدت با الفبای لاتین تدوین یافته بود در گوشه‌ای باقی ماند و به دست فراموشی سپرده شد.

مدتی سپری شد و باز به تعویض الفبای آن دیار اقدام شد و سپس در این اواخر و در سال‌های فروپاشی شوروی الفبای مردم آذربایجان آذری‌زبان آن سوی ارس كریل شده بود.

بعد از فروپاشی شوروی و استقلال كشورهای تازه‌استقلال‌یافته و باز شدن سدهای آهنی در چند مسافرتی كه به باكو داشتم و در چندین مرحله مصاحبه‌هایی كه در رادیو و تلویزیون و جراید آنجا انجام داده بودم، عقیده خود را در مورد الفبای آن دیار و همخوانی آن با الفبای مردم آذری‌زبان ایران بیان كردم و توضیح دادم كه اگر الفبای عرب در آن سوی مرز رایج شود نه‌تنها با برادران ایرانی به راحتی می‌توانند مكاتباتی داشته باشند بلكه قادرند از آن همه آثار ارزشمندی كه در كتابخانه‌های آن دیار به خط و الفبای عربی موجود است بهره گیرند و از طرفی زیبایی كه الفبای عرب دارد هیچ الفبایی از این حسن برخوردار نیست و به علاوه جاگیری مطالب با مقایسه با الفبای كریل مقرون به صرفه می‌باشد كه متأسفانه دوباره الفبای آن دیار را برخلاف تمایلات مردم تلفیقی از الفبای كریل و لاتین كرده‌اند.

بگذریم، گفتیم روشنفكران و صاحبان قلم از جدایی 17 شهر و مردم آن بیش از حد ناراحت بودند و كمتر شاعریست كه در دیوان و آثار خود از جدایی و فراق حرفی به میان نیاورد چراكه در روزگارهای گذشته ما نیز توان آن را نداشتیم كه نظری ولو گذرا به سوی رودخانه ارس بیفكنیم و یا به زبان آذری بنویسیم و سخن بگوییم ولی گاه و بی‌گاه به صورت ایما و اشاره در آثارمان مشهود بوده است