هنگامی كه شاه اسماعیل برای مقابله با سپاه عثمانی در حركت بود قاصدی به تبریز اعزام كرد تا پیش‌بینی جنگ را به واسطه عدم تناسب نیروی دو طرف به حاكم تبریز اطلاع دهد و از او خواست كه شهر را برای دفاع آماده نماید ولی حاكم تبریز و وجوه شهر از این خبر روحیه خود را از دست داده بودند، لذا مهاجرت خانواده‌ها شروع شد و از تبریز بیرون می‌رفتند تا گرفتار سربازان سلطان سلیم نشوند.

اگر حاكم و وجوه شهر با مرمت حصار و جمع‌آوری آذوقه در شهر مقاومت می‌كردند سلطان سلیم در پشت حصار شهر شكست می‌خورد چون شاه اسماعیل همین كه از میدان (چالدران) خارج شد عزم كرد كه تمام عشایر ایران را علیه پادشاه عثمانی به حركت درآورد، سلطان سلیم و نیرویش را در آذربایجان نابود كند.

سلطان سلیم در جنگ (چالدران) چهل هزار سرباز را فدا كرد. او در ماه رجب 920ه‍.ق وارد تبریز شد، پس چرا بعد از یك هفته توقف در تبریز نه‌فقط آنها شهر بلكه آذربایجان را تخلیه نموده و به عثمانی برگشت.

سلطان سلیم با مشاهده فداكاری‌های ارتش ایران خصوصاً عشایر غیور آذربایجان در جنگ چالدران از حملات مجدد شاه اسماعیل به طوری واهمه داشت كه در مراجعت در هیچ جای درنگ نكرد تا این‌كه از آذربایجان خارج گردید و نفسی راحت كشید و دیگر تا آخر عمر حمله به شرق عثمانی را از یاد برد و شاه اسماعیل نیز موقعیتی كه بتواند دیار بكر را از چنگ عثمانی‌ها خارج كند به دست نیاورد. شاه اسماعیل در سال 1523 میلادی (مطابق با 930ه‍.ق) كه به سمت قفقاز برای سركشی به قسمتی از قلمرو خود می‌رفت در محلی موسوم به «صائینگدوكی» به بیماری حصبه مبتلا شده و دارفانی را وداع گفت.

 

قبور بی‌نشان چهارصد دلاور قزلباش

در ضلع شمالی بقعه «شیخ صفی‌الدین اردبیلی» در اردبیل زمین رهاشده‌ای با علف‌های هرز قرار دارد. زمینی كه امروزه در سكوت زیر آسمان سرد شهر به خواب رفته است و هیچ‌كس به آن نگاهی نمی‌اندازد. نشانی نیز در این قطعه زمین به چشم نمی‌خورد.

در گذشته به این قطعه زمین، «شهیدگاه» می‌گفتند. اما نسل حاضر، این مفهوم را به فراموشی سپرده است و نمی‌دانند كه هویت ارزشمندی از گوشه‌ای از تاریخ این مرزوبوم در این قطعه زمین نهفته است و به فراموشی سپرده می‌شود. آری، بعد از جنگ چالدران، «شاه اسماعیل صفوی» جمعی از شهدای آن جنگ را به این مكان آورد و در كنار بقعه پدر دفن كرد و این قطعه زمین را «شهیدگاه» نام نهاد.

موزه‌دار بقعه شیخ صفی سال‌ها پیش به این‌جانب گفت:

«زمان درازی است كه این‌جا دیگر محل دفن مشخصی برای شهدای قزلباش نیست. عدم توجه دولت‌های افشار و قاجار و تبدیل این مكان به یك قبرستان عمومی از سال 1321 دیگر چهره این قبرستان را عوض كرده است. امروز ما چند قطعه سنگ قبر در دست داریم كه در انباری نگهداری می‌شود. چند قطعه را هم كه آسیب دیده‌اند در حیاط گذاشته‌ایم تا مردم مشاهده نمایند. ما به دقت نمی‌دانیم كه این سنگ قبرها متعلق به چه كسی است اما جدا از هویت واقعی فرد فرد این سربازان دلیر، همین سنگ قبرهای مرمرین كه در دست است، نیز حائز اهمیت می‌باشد و می‌تواند یك موزه سنگ قبر با ارزش تاریخی را به وجود آورد، زیراكه سنگ قبرهایی متعلق به قرن‌های هفتم و هشتم و نهم هجری در این مكان وجود دارد.»