پیدایش باب و سپس بهاییت به عنوان یک فرقه سیاسی و نه آیین مبتنی بر عقل و وحی از موضوعات جالب توجه در اریخ ایران در دوره قاجاریه است .

علی محمد باب ابتدا خود را باب امام زمان اعلام کرد و پس از مدتی ادعا کرد که خود امام غایب و پس از اندکی مدعی شد خود خداست ؟

بهاییت که مدعی آیین جهان وطنی است از چنین ریشه بیماری نشات گرفت و توسط انگلیسی ها مورد حمایت قرار گرفت و از آن سو هم بهاییان به عنوان پادوی انگلیسی ها خدمات قابل توجهی به منافع آنها داشته اند. اعطای مقام "سر" به عباس افندی توسط انگلیسی ها در پی خیانت وی به مسلمانان در جنگ جهانی اول صورت گرفت.

فرقه سیاسی بهاییت در دوره پهلوی هم با نفوذ در ارکان کشور از پزشک مخصوص شاه تا نخست وزیر و تعدادی از وزیران بهایی منافع اقتصادی ، مالی و امکانات کشور را در اختیار اسراییلی ها قرار داده بودند ف از این روست که مردم بهاییت و اسراییل را یکی می داند و در خیانت کار بودن آنها شک و شبه ای ندارند . در سالهای بعد هم این فرقه سیاسی به عنوان ستون پنجم اسراییل در ایران انواع و اقسام خیانت به منافع ملی مردم روا داشته است .

گروههای پانترکیستی هم در پیوند با صهیونیسم و اسراییل حلقه های مشترکی با بهاییت دارند . از این رو هر از گاهی سایتهای پانترکیستی به تریبون های مظلوم نمایی از فرقه سیاسی بهایی تبدیل می شود و برای دوستان بهایی خود مرثیه خوانی می کنند.

انتشار درد دل یک جوان بهایی نمونه اخیر این نوشابه باز کردن پانترکیستها برای بهاییان است غافل از اینکه با توجه به پیشینه فرقه سیاسی بهایی این مطالب تنفر مردم از هر رو دسته را فراهم کرده است.