ا آنکه شعارهای اولیه لنین كه در جهان آن روزوحتی در داخل ایران هوادارانی یافته بود از همان سال‌های اولیه استقرار اتحاد جماهیر شوروی اقدامات تجاوزكارانه‌ی آنها علیه قلمرو ایران آشكار گردید. تجاوزات مكرر مرزی به سرحدات ایران در آذربایجان و مهمتر از همه تشكیل كابینه‌ای جهت جدا كردن آذربایجان ایران و الحاق به اتحاد جماهیر شوروی است.

علاوه بر تشكیل حزب كمونیست ایران- گروه تقی ارانی مشهور به گروه پنجاه و سه نفر- اتحاد جماهیر شوروی با اعزام خیل عظیمی از مأموران امنیتی خود لابه‌لای مهاجران ایرانی برای تحقق اهداف پیش گفته اقدام كرد.ایرانیان مقیم شوروی در دوره‌ی استالین یا مجبور بودند به تابعیت آن كشور درآیند یا آن كشور را ترك كنند.  در این دوره از مهاجرت، تعداد زیادی مأمور اطلاعاتی و امنیتی اتحاد جماهیر شوروی نیز به ایران اعزام گردیدند. «در سال 1938، هنگام بازگرداندن اتباع ایران از آذربایجان شوروی، مقامات امنیتی مأموران خود را در میان 50 هزار نفر تبعیدی به ایران فرستادند.»

مهاجران بعد از شهریور 1320

مأموران مخفی كه در میان این عده بودند، قبل از شهریور 1320 و اشغال ایران، فهرست تمامی مؤسسات صنعتی و هم‌چنین نقشه‌ی نظامی- جغرافیایی آذربایجان را تدوین كردند.  اغلب سران فرقه‌ی دموكرات آذربایجان، بویژه مسئولین نظامی، در زمره‌ی همین گروه‌های اعزامی مهاجرین ایرانی بودند. این مهاجران تا ورود ارتش سرخ به ایران در روستاها و شهرها به كارهایی مثل خرده‌فروشی و كارگری مشغول بودند. غلام یحیی معروف به «دانیشان» (= سخن‌گوینده) از این جمله بود. آقای رحیم معین از مُمعمرین و مطلعین اردبیلی در مورد مهاجران- ایرانیان بازگشته از شوروی- می‌گوید: «در آن ایام روس‌ها به ایرانیان مقیم آذربایجان جدا شده گفتند: اگر می‌خواهید در شوروی بمانید باید تابعیت شوروی را بپذیرید و اگر نمی‌خواهید به تابعیت درآیید به ایران بازگردید. كسانی كه نمی‌خواستند تغییر تابعیت دهند به ایران بازگشتند. از جمله عده‌ای از اردبیلی‌هایی كه در آن سوی ارس برای كار رفته بودند به مرام كمونیستی گرایش یافته بودند. روس‌ها در بین این عده، تعدادی جاسوس زبده به ایران فرستادند. غلام یحیی دانیشان جزو این افراد بود كه به اردبیل آمد. او اصالتاً از روستای نرمیق بین سراب و اردبیل بود و تا شهریور 1320 در روستای زیوه در اطراف اردبیل به دست‌فروشی مشغول بود.»

موج سوم «مهاجرت» یا به عبارتی دقیق‌تر لشكركشی از قفقازیه به ایران پس از شهریور 1320 صورت گرفت كه فقط شامل نیروهای اطلاعاتی- امنیتی و كادرهای حزبی اتحاد شوروی بود. این موج در اولین مرحله، شامل 52 گروه و مركب از 3816 نفر می‌شد كه تحت رهبری عزیز علی‌اوف قرار داشتند و برای انجام مأموریت‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی اعزام شده بودند.

ماهیت گروه سوم كاملاً آشكار بود. در مطالب بعدی ماهیت فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی مأموران شوروی روشن‌تر خواهد گردید. بخشی از مهاجران دوره‌ی گذشته با توجه به آشنایی‌هایی كه با مرام و اندیشه و سازمان‌های كمونیستی داشتند به همراه عوامل اطلاعاتی، مهم‌ترین اركان سازمان تشكیلاتی و اجرایی وابسته به ارتش شوروی را در سطوح مختلف برعهده گرفتند. قسمت عمده‌ی فعالیت‌ها، از جمله مخابره‌ی تلگراف‌های حمایت‌آمیز از جریان تدریجی تجزیه، توسط آنها انجام می‌شد.

مهاجران مرتبط با سرویس اطلاعاتی شوروی در آستانه‌ی ظهور فرقه و الحاق حزب توده به آن، دست به اقدامی زدند كه قابل دقت و توجه است. طبق اسناد موجود، «یك عده از مهاجرین و اعضای حزب توده به كنسول شوروی در قزوین شرحی نوشته‌اند و درخواست تابعیت شوروی نموده‌اند.» در ادامه‌ی این درخواست تشنیكف كنسول شوروی، از قزوین راهی زنجان شد تا به تقاضای آنها رسیدگی كند. در نتیجه «یك عده از مهاجرین و افراد حزب توده در نزدیك كماندانی جمع و اسم‌نویسی كرده برگ تعرفه مانندی به آنها از طرف كنسول داده شد.»

اشغال ایران؛ اوج مداخله‌جویی شوروی

برنامه‌های مداخله‌جویانه‌ی اتحاد جماهیر شوروی در ایران در مقطع 1320 تا 1324 دو رویكرد عمده داشت. نخست رویكرد فرهنگی كه ابعاد گسترده‌ای را دربر می‌گرفت و دیگری رویكرد سیاسی نظامی كه در تشكیل فرقه‌ی دموكرات و اقدام عملی برای تجزیه‌ی ایران متجلی گردید در قسمت زیر نخست رویكرد فرهنگی فعالیت‌های شوروی‌ها را قبل از تشكیل فرقه‌ی دموكرات بررسی خواهیم كرد سپس رویكرد سیاسی آن را.

 

رویكرد فرهنگی (بسترسازی تجزیه)

پس از اشغال ایران از شهریور 1320 تا تشكیل فرقه‌ی دموكرات آذربایجان یك دوره‌ی چهار ساله‌ی مهم از فعالیت‌های گوناگون مأموران شوروی با رویكرد فرهنگی صورت گرفت. فعالیت شدید نیروهای شوروی جهت هویت‌سازی جعلی غیر ایرانی برای آذربایجان و در ادامه كمیته‌ی ایجاد شده در سال‌های قبل از جنگ جهانی از اواخر سال فعالیت جدی خود را شروع كرد. هیأتی از كمونیست‌های آذربایجان شوروی به سرپرستی عزیز علی‌اوف دبیر كمیته‌ی مركزی حزب كمونیست آذربایجان و محبعلی قاسم‌اوف از متخصصان شرق‌شناس به دعوت مقامات شوروی وارد تبریز شدند. این هیأت برنامه‌ی حساب‌شده‌ای را طراحی و به اجرا گذاشت كه طبق آن با ایجاد احساسات قومی تلاش می‌شد بر نوعی سیاست پان آذربایجانی ساخته و پرداخته گردد. مباحث و مفاهیمی جعلی از قبیل آذربایجان شمالی و جنوبی، ستم ملی فارس‌ها و رهایی خلق آذربایجان جنوبی جزو عمده‌ترین موضوعاتی بود كه هیأت مزبور به اتفاق نیروهای روسی سعی در برانگیختن احساسات مردم آذربایجان داشت.

در ادامه‌ی برنامه‌های هویت‌سازی جعلی برای آذربایجان در اسفند سال 1322 در شورای كمیساریای اتحاد جماهیر شوروی برای توسعه‌ی كمك‌های اقتصادی و فرهنگی به اهالی «آذربایجان جنوبی» مذاكراتی به عمل آمد و تصمیمات مهمی گرفته شد كه از اهمیت خاصی برخوردار است:

1- انتشار روزنامه به زبان تركی آذربایجانی و توزیع  اجباری آن در میان اهالی

2- دایر كردن چاپخانه برای چاپ  روزنامه وآثار نویسندگان و شعرای آذربایجانی با انتقال چاپ خانه مجهز از شوروی

3- اجرای برنامه‌های تئاتر و كنسرت موسیقی

4- دایر كردن كلاس‌های زبان آذربایجانی

این تلاش‌ها به این منظور صورت می‌گرفت كه به مردم و بویژه نخبگان آذربایجانی بقبولاند كه ملیتی جُدا از سایر ایرانیان دارند و به این ترتیب زمینه‌ی جدایی آذربایجان از ایران فراهم گردد. تبلیغات شوروی توسط واحدهای ارتش سرخ و مأموران و عده‌ای از كمونیست‌های آذربایجان شوروی كه سابقاً اران نامیده می‌شد صورت می‌گرفت. كه هدف اصلی آن خلق یك هویت جداگانه برای آذربایجان بود مشابه هویت ساخته شده برای آن قسمت از ایران (آران) كه در نتیجه‌ی جنگ‌های تحمیلی روسیه از ایران جدا و در اثر تبلیغات تزاری و كمونیستی، تغییرات فرهنگی- هویتی زیادی به خود دیده بود.

 

انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی

در اجرای برنامه‌های هویت‌سازی شوروی برای آذربایجان سرانجام انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی در 21 مرداد 1323 در تبریز شكل گرفت و پنج كمیسیون در آن برای اجرای تصمیمات اتخاذ شده به وجود آمد كه عبارت بود از «كمسیون ادبی؛ كمسیون طبی؛ كمسیون هنرهای زیبا؛ كمسیون ورزش و سیاحت؛ كمسیون اقتصاد.» كمسیون هنرهای زیبای این انجمن با جذب دست‌اندركاران هنر نمایش تبریز گروه منسجمی را به عنوان «تئاتر انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی، شعبه‌ی تبریز» به وجود آورد.  در اسناد تازه انتشار یافته به همت جمیل حسنلی گوشه‌هایی از فعالیت گسترده‌ی گروه نمایش فوق آشكار می‌شود. در شهرهای بزرگ آذربایجان ایران اوپرای «كوراوغلی»؛ «لیلی و مجنون»، «شاه اسماعیل»، «آرشین مال آلان»، «مشهدی عباد» به نمایش در آمد. و در ادامه گسترش همین تحریكات هیأت هنری امنیتی عزیز علی‌اوف توانست در عرض سه ماه تعداد اعضای خود را از پانصد نفر به دو الی شش هزار نفر برساند به نحوی كه موجب جلب موافقت مسكو شد.  این موافقت نشانگر عمق و گستردگی فعالیت این هیأت در سرتاسر آذربایجان بود. اهمیت این موضوع زمانی مشخص می‌شود كه به كارگیری 2 الی شش هزار نفر دست‌اندركار نمایش در ایران در حالی تصویب می‌شد كه در كل آذربایجان شاید بیش از بیست نفر هنرپیشه و بازیگر تئاتر وجود نداشته است. هر چند آمار و ارقام قید شده در اسناد منتشر توسط حسنلی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد با این حال همین امر حكایت از قصد و برنامه‌ی جدی شوروی برای هویت‌سازی مورد نظر آنها دارد. همزمان با این فعالیت‌ها بایستی به نمایش فیلم‌های تبلیغی از پیروزی‌های ارتش سرخ را هم اشاره كرد كه گروه نمایش فیلم در اغلب شهرها برنامه‌ی نمایش برگزار می‌كرد.

 

انتشار روزنامه

ارتش سرخ پس از اشغال شمال ایران و استقرار در آذربایجان به دستور استالین روزنامه‌ی «وطن یولوندا» یعنی «در راه وطن» را كه مهم‌ترین نشریه‌ی تبلیغی و سیاسی فرهنگی اتحاد جماهیر شوروی بود در تبریز دایر كرد. این روزنامه در تیراژ چهار هزار نسخه به خط فارسی و با استفاده از زبان آذربایجانی در بهار 1323 شروع به انتشار نمود. كادر فنی و اداره‌كننده‌ی آن شامل 27 نفر متخصص بود كه از بادكوبه به تبریز وارد شده بودند.  علاوه بر نشریه‌ی فوق، مأموران ارتش سرخ نشریات دیگری چون «روزگار نو» و «دوست ایران» هم منتشر می‌كردند. دایر كردن چاپخانه در شهرهایی چون تبریز، اردبیل و ارومیه كاری زیربنایی برای انتشار نشریات و آثاری بود كه در برنامه‌های ایشان قرار داشت.

جذب نخبگان

مأموران اتحاد جماهیر شوروی ضمن انجام برنامه‌های اجرای كنسرت موسیقی، اجرای تئاتر، نمایش فیلم، انتشار روزنامه و كتاب به برپایی مراسم‌هایی به مناسبت‌های گوناگون می‌پرداختند. كه در این برنامه‌ها تكیه‌ی اصلی بر تأثیرگذاری بر نخبگان بود. از جمله در 29 اسفند سال 1323 افسران شوروی در دانش‌سرای پسران تبریز برای افسران لشكر تبریز و در دبیرستان فردوسی برای گروهبانان و سربازان درباره‌ی پیروزی‌های ارتش سرخ مراسمی برپا و به ایراد سخنرانی پرداختند.  علاوه بر این و در راستای اهداف تجزیه‌طلبانه و برای جذب نخبگان و مردم در اردیبهشت سال 1324 به مناسبت سالگرد تأسیس جمهوری آذربایجان شوروی در اغلب شهرهای آذربایجان توسط انجمن روابط فرهنگی مراسمی دایر گردید. برپایی این جشن‌ها به دستور صریح استالین صورت می‌گرفت و او برای جذب نخبگان هوادار روسیه شوروی در فرمانی تصریح كرده بود:

«در مورد سازماندهی انجمن دوستان آذربایجان شوروی از نمایندگانی كه در جشن یادبود بیست و پنجمین سال تأسیس جمهوری شوروی آذربایجان شركت كردند استفاده شود.»

در همین حال اقدامات دیگری برای جذب نخبگان فرهنگی آذربایجان هم صورت می‌گرفت از جمله درخواست اعزام تعدادی از دانش‌آموزان دیپلمه برای تحصیل در دانشگاه بادكوبه و دعوت از هنرمندان برجسته‌ای چون اقبال آذر – سلطان آواز ایران- برای بازدید از آذربایجان شوروی بود.  برنامه‌های فرهنگی تبلیغی صورت گرفته با نظارت دقیق مأموران روسی اجرا می‌شد حتی مأموران بلندپایه‌ای چون كمیسر فرهنگ آذربایجان شوروی- میرزا ابراهیم‌اوف- خود مستقیماً به فعالیت مشغول بود و پروژه‌ی هویت‌سازی را هدایت و رهبری می‌كردند. در گزارش ارسالی وزارت جنگ از سخنرانی ابراهیم‌اوف به نخست‌وزیری كه در تاریخ 25/5/1324 ارسال شده است، شیوه‌ی هویت‌سازی در گفتار و كردار مأموران روسی كاملاً آشكار است. موضوع اصلی سخنرانی وی مقایسه‌ی وضعیت اقتصادی، صنعتی، فرهنگی و علمی «پیشرفته» آذربایجان شوروی و عقب‌ماندگی ایران بود.

«... [وی] از اوضاع فرهنگی ایران كه دارای 13 میلیون جمعیت و تعداد كمی معلم می‌باشد، تنقید و متذكر شد كه [در ایران] دانشمندان و معلمین را به چشم حقارت می‌نگرند. هم‌چنین تعداد زیاد كارگران و كارخانه‌های آذربایجان شوروی با كمی كارخانه و زیادی بیكاران ایران را مورد مثال قرار داده و متذكر شد؛ در آذربایجان شوروی و قفقازیه مردم در سایه‌ی رهبران خودشان از نعمت معلومات بهره‌مندند...»

در آستانه‌ی تشكیل فرقه‌ی دموكرات، شاهد تشكیل حزب زنان توسط حزب توده‌ی ایران به تأسی از شوروی هستیم كه یكی از موارد آن از اردبیل گزارش شده است.

 

ترویج تركی باكویی

موضوع مهمی كه پایه‌های آن در این دوره گذاشته شد، ترویج تركی قفقازی در نشریات و مطبوعات وابسته به ارتش سرخ  است. عوامل برجسته‌ی فرهنگی- امنیتی شوروی این برنامه را هدایت می‌كردند و روزنامه‌های «وطن یولوندا» و «دوست ایران» در این خصوص تلاش چشم‌گیری داشتند. در این دوره، برای هرچه مستحكم‌تر كردن باور وابستگی و برتری فرهنگ و ادب جمهوری آذربایجان شوروی نسبت به آذربایجان ایران، شعرا و نویسندگان ایرانی را بر آن می‌داشتند تا با لهجه و اصطلاحات آن سوی مرز كه اغلب روسی بود بنویسند و سخن بگویند.

این جریان خزنده‌ی جعل و تغییر مبنای هویت ایرانی، از دیدگاه علمای آگاه آذربایجان به دور نماند. آیت‌الله میرزا عبدالله مجتهدی در خاطرات خود به این مسئله پرداخته است.  وی می‌نویسد: «... اعلانی كه برای مجلس این دو مرحومه چسبانده بودند، هر دو به تركی بود. وقتی كه اعلان صبیه‌ی میرزا علی‌آقا را می‌خواندم، بی‌اختیار خنده‌ام گرفت. اوّل مردم زیر بار اعلان تركی نمی‌رفتند... تابلوهای مغازه‌ها را هم كه به فارسی بود برداشته‌اند به جای بعضی تابلوها، تابلوی تركی گذاشته! بعضی در روی كاغذی خودشان چیزی نوشته از پشت شیشه‌ی مغازه آویخته‌اند... گویا این تغییر دویم باشد. یك بار در زمان پهلوی خیاط را به دوزندگی تبدیل نموده‌اند حالا هم برای اینكه زبان آذربایجانی باشد، درزی می‌نویسند...» نشر اعلامیه‌ها، اسامی غذاها، اسامی مشاغل، درجات نظامی، اصطلاحات ادبی و... به تبعیت از این سیاست، باكویی گردانی تركی آذربایجانی شد. در گزارشی از تبریز در ایام سلطه‌ی فرقه می‌خوانیم. «... دائم رادیوهای قفقاز را گرفته و سخنرانی كه از رادیو بادكوبه و قفقاز می‌شود به وسیله‌ی بلندگو به استماع مردم می‌رسانند. در كافه هم فقط از رادیو تهران ورزش باستانی را می‌گیرند و بعداً نیز موزیك و سخنرانی قفقاز شوروی معمول است...»