آذربایجان كه یكی از كانون‌های اصیل فرهنگ و تمدن ایران اسلامی است در تاریخ پر فراز نشیب خود بعد از اسلام اهمیت خاصی داشته است و وجوه اهمیت آن را اگر بخواهیم برشماریم صحبت به درازا خواهد كشید، اجمالاً به لحاظ مذهبی و دینی، سیاسی و استراتژیك، اجتماعی و اقتصادی و از همه دیرپا‌تر اهمیت فرهنگی آن در بستر ایران، عزیز است

آذربایجان كه یكی از كانون‌های اصیل فرهنگ و تمدن ایران اسلامی است در تاریخ پر فراز نشیب خود بعد از اسلام اهمیت خاصی داشته است و وجوه اهمیت آن را اگر بخواهیم برشماریم صحبت به درازا خواهد كشید، اجمالاً به لحاظ مذهبی و دینی، سیاسی و استراتژیك، اجتماعی و اقتصادی و از همه دیرپا‌تر اهمیت فرهنگی آن در بستر ایران، عزیز است.
آذربایجان زادگاه صدها شاعر، و مجتهد ایرانی است كه هر یك از مفاخر ملی و اسلامی به حساب می‌آیند. یكی از مفاخر ارزشمند ملی ابوالحسن خان اقبال السلطان یا اقبال آذر می‌باشد كه جایگاه وی شایسته بررسی مضاعفی در عرصه موسیقی سنتی ایرانی است. زیرا آنچه موسیقی مقامی یا موسیقی سنتی ایرانی نام دارد حاصل تلاش مستمر هنرمندان جای جای ایران است. در یك بررسی سطحی و مرور گذرا بر اسامی گوشه‌ها و دستگاههای موسیقی مقامی ایران این ویژگی را به سهولت می‌توان دید. در این تركیب موزون نواحی مختلف وقتی زابلی، شوشتری، نیشابوری در كنار آذربایجانی قرار میگیرد موسیقی سنتی اصیل ایرانی را تشكیل می‌دهند تركیبی زیبا كه نه زابلی بر خراسانی برتری دارد نه آذربایجانی بر شوشتری همه در كنار هم در جایگاه خود عزیز و محترم هستند و یك هارمونی موزون و زیبایی را تشكیل می‌دهند.
اقبال آذر به عنوان یكی از چهره‌های شاخص موسیقی سنتی اصیل ایرانی در این بستر شایسته توجه است. وی در سال 1289 هجری قمری در قریه الوند قزوین متولد شد از شاگردان میرزا حسن و ملا عبد‌الكریم جناب قزوینی بود موسیقی دانان اصیل ایرانی چون اقبال قبل از آنكه در موسیقی دستی داشته باشند نزد علمای دینی كسب علم می نمودند و آواز را در راستای باور دینی و مذهبی خود آغاز می‌كردند. محرم در ایران و به ویژه در آذربایجان حال و هوای خاصی دارد. تعزیه خوانی در نواحی مختلف به اجرا درمی‌آید كه قدمت آن به اوایل دورة قاجاریه واواخر صفویه باز می گردد. در تعزیه تمامی آوازها در گوشه‌های موسیقی سنتی اجرا می‌شود(1) امید آن است تعزیه خوانی هم به عنوان موضوعی مهم مورد توجه پژوهشگران فرهیخته موسیقی و مقامی قرار گیرد زیرا ریشه‌های وحدت ملی و اسلامی در آن به خوبی قابل مشاهده  است.
اقبال آذر در جوانی راهی تبریز  و در دستگاه مظفر الدین شاه قاجار به خوانندگی مشغول می‌شود. پس از مرگ شاه به تهران آمد و از شبیه‌خوانهای تكیه دولت شد. در دوران مشروطیت و عزل محمد علی شاه از سلطنت و پس از فتح تهران، ستارخان سردار ملی او را به تبریز بازگرداند ضمن آنكه لقب»اقبال السلطان« را هم به »اقبال آذر« تغییر داد. اقبال آذر خوانندگی را از تعزیه آغاز كرده بود و در تعزیه‌خوانی هم تجربیات بسیاری داشت با آنكه از خوانندگان مجلسی هم بود ولی تأثیر تعزیه خوانی در شیوة خوانندگی‌اش مشهود بوده است. گوشه‌هایی هم بود كه در موسیقی ایرانی وجود دارد هر یك برآمده از مقطعی، برهه‌ای وموضوعی احساس عاطفی، دینی و مذهبی است. مناجات زیباترین لحظه هر انسان در مقابل معبود خویش، خداوند ذو الجلال است. خوانندگان متعهد آذربایجان كه دین‌داران باورمندی بوده‌اند ماه مبارك رمضان لحن داودی خود را به مناجات با قاضی الحاجات مترنم می‌كردند. اقبال آذر كه خواننده‌ای مسلمان بود در شب‌های ماه مبارك رمضان مناجات می گفت اوقاتی كه در تهران توقف میكرد در مسجد سپهسالار(2) مناجات می خواند گاهی صدای تأثیرگذار او از گلدسته‌های مسجد سپهسالار شنیده می‌شد صدای رسا وتنوع تحریر او آواز دیگر خوانندگان مناجات را تحت الشعاع قرار می‌داد.(3)
در آذربایجان هم كه بود نغمه ملكوتی و دلنشین‌اش دلنوازی مردم متدین تبریز می‌كرد: »روزگاری بود با فرا رسیدن ماه مبارك رمضان نزدیكی‌های هر دم به پشت بام می‌رفت و برای مردم تبریز مناجات می‌خواند، خفته‌ها با صدای ‌اقبال از خواب بیدار می‌شدند و گوش به صدای دل‌نشین می‌خواباندند او بیشتر این ادبیات را می‌خواند.
بازآی، بازآی هر آنچه هستی باز آی
گر كافر و گبر و بت پرستی باز آی این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شكستی بازآی
این نغمه ملكوتی با صدای دلنشین ابوالحسن خان در فضای شهر می‌پیچید و سكوت محض را می‌شكست آنهایی كه شب ‌زنده‌دار بودند برای شنیدن صدایش به طرف ششگلان به راه می افتاند.« (4)
آذربایجان‌ها در طول تاریخ ایران مدافعان سرسخت وحدت ملی و هویت ایرانی اسلامی و تمامیت ارضی ایرانی بوده‌اند حتی در مواقعی كه مورد بی‌مهری دست نشاندگان قدرتهای خارجی بوده‌اند چون رضا شاه و ایادیش قرار گرفته‌اند از وظیفه خود قصور نكرده‌اند. حتی حاضر شده‌اند از بسیاری از خواست‌های خود چشم بپوشند اما از اسلامیت و ایرانیت خود هیچ‌گاه. كسانی را هم كه اسلام وایران را از  یاد برده، دل به بیگانگان را داده خود كیفر نموده است. اقبال آذر كه او را بایستی فخر‌آذر دانست این روحیه ملی و ایران‌گرایی را در اوج سلطه اجانب داشت. داشتن روحیه به تنهایی كافی نیست او این ایدة ملی و مذهبی را علناً با سلاح برنده اوازش و تحریرهای به سان قطار رگبار گلوله بر سر بیگانگان و بیگانه پرستان كمونیست در زبان مادریش تركی آذری كه دایه‌های مهربانتر از مادری چون استالین و باقروف یافته بود  به نام و نان برسد اما او با صلابت مخصوص آذربایجانی در مجلس بیگانگان رو در روی ایشان به زبان پدری با صوت رسا و پر طنین خواند: لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست كه كوته  و زشت این قبا به قامت ماست
چه شد كه مجلس شورا نمی كند معلوم كه خانه خانه غیراست یا كه خانه ماست بیگانه خطاب كردن قوای اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی آن هم در مجلس و محفل داده شان جرأت و جسارت بسیار می‌خواهد كه در او داشت جرأت و شهامتی كه خطر مرگ را هم به جان می‌خرید زیرا آذربایجان در سیطره قوای اشغالگر و بیگانه‌پرستان بی‌هویت بود. كه در قتل  و ترور دستی توانا داشته‌اند. در پایان سخن باید گفت متولیان فرهنگ و هنر ایران به ویژه آذربایجان بایستی او را به عنوان سرمشق جوانان  و هنرمندان و فرهیختگان مطرح نمایند زیرا اقبال آذر با ویژگی‌های اصیل و اسلامی خود، نه در سطح آذربایجان بلكه در سطح ایران نمونه یك هنرمند متعهد و مسلمان است ضمن آنكه از صاحب نامان آواز موسیقی سنتی ایران جایگاه رفیع دارد دارای سجایای اخلاقی بسیاری بود اقبال آذر هنرش را در پای خوكان نریخت به خاطر نان و نام بیگانه‌پرستی نكرد حق نان و نمك را مراعات می‌كرد حتی از بیان آن در نزد محمدرضای پهلوی هم ابا نداشت مهمتر از همه آنكه او مسلمانی متدین است كه صدای ملكوتیش مونس شب‌های رمضان مردان خدای تبریز بود. ستارگان آسمان شاهدان صادق آن تسبیح و مناجات هستند و با آن لحن داودی حمد و ثنای حق تعالی می گفتند مناجاتی كه ترنم خوش تحریر و زیر و بم درآمد و فرود آن درهای آسمان را می‌گشود و قطرات اشك رحمت را از گونه‌های طالبان حق و حقیقت مشتاقان و دلدادگان محبوب جاری می‌كرد.
هنرمندان اگر می‌خواهند به جایگاه رفیع و اصیل اقبال آذر دست یابند نخست باید چون او در شریعت و مذهب مقید بوده و عقیده مذهبی خویش را انگیزه هنر قرار دهند رمز جاودانی اقبال در تسلط او بر ادبیات غنی اسلامی ایران است او نه زبان مادریش را فراموش كرد نه زبان پدریش ـ فارسی‌ـ را در مجلس بیگانگان و بیگانه‌‌گرایان انكار كرد زیرا هیچ انسان عاقل و بالغی والدین خود را منكر نمی شود او منكر نشد فرهیگان هنرمند آذربایجانی هم هیچ‌گاه منكر نخواهند شد.
منابع:
1- ر. ك به: موسیقی مذهبی ایران، ج اول، موسیقی تعزیه، تحقیق محمد تقی مسعودیه، تهران، سروش 1367
2- مدرسة عالی شهید مطهری فعلی
3- حسن مشحون، تاریخ موسیقی ایران، ج 2 تهارن، نشر سیمرغ، با همكاری نشر فاخته، 1372 ، ص 662
4- حمید ملازاده، سیری در كوچه‌های خاطرات، تبریز از شهریور 1320 تا 1360، تبریز، انتشارات ارك، 1373، صص 127-126


مطالب مرتبط :

فرهنگ زندگینامه شهدای آذربایجان غربی تدوین و منتشر می شود
سالانه 2 هزار میلیارد تومان یارانه در آذربایجان شرقی توزیع می‌شود
بهره‌برداری از 16 طرح عمرانی گازرسانی در آذربایجان‌غربی
روابط ایران با آذربایجان در بالاترین سطح است
20 طرح عمرانی وتولیدی در شمال آذربایجان غربی افتتاح شد
آموزش و پرورش آذربایجان شرقی در جذب بیسوادان رتبه سوم کشوری را کسب کرد
شناسایی و رفع نقاط حادثه‌خیز در جاده‌های آذربایجان غربی
بارش 105.9 میلی‌متری در آذربایجان غربی
فعالیت 2700 هیئت عزاداری در آذربایجان غربی
مانعی در روابط ایران با آذربایجان نیست/ رئیس جمهور ماه جاری به آذربایجان می‌رود