قسمت اول

از سال گذشته که اخبار راه اندازی پارلمان در تبعید آذربایجان جنوبی اعلام شد تا به امروز گمانه زنی های بسیاری در خصوص نحوه شکل گیری آن را شاهد بودیم. از همان روزهای اولیه تقلا برای راه اندازی چنین پارلمانی، اخبار و اطلاعات نیمه آشکار به دست می آمد و به نوعی احساس می شد که سکوت در برابر آن خیانت محسوب خواهد شد اما آنچه در این میان ضرورت داشت، پیگیری مطالب و علنی شدن برخی مسایل توسط خود این آقایان بود. چرا که در ماجراهای قبلی شاهد بودیم که چگونه با فضا سازی و تخریب و شانتاژ، سعی کرده بودند تا ضمن موج سواری از احساسات وطن دوستانه، فضای سیاسی حرکت ملی آذربایجان را نیز آلوده سازند.



 ماهها از شکل گیری این به اصطلاح پارلمان در تبعید می گذرد و نکات بسیاری در خصوص آن گفته شده است. هر چند عده ای از مزدوران وابسته به شبکه تار عنکبوتی آذربایجان –  ترکیه - گون آذ – آمریکا، سعی کرده اند کسانی را که در صدد افشای مباحث پشت پرده بوده اند، با تهدید و ارعاب بترسانند و یا با تخریب و شانتاژ از میدان به در کنند اما برای خودمان وظیفه ملی می دانیم تا با تکیه بر مستنداتی که در طول ماههای گذشته به دست آمده است، پرده از روی خیانتی دیگر برداریم و نشان بدهیم که چگونه مشتی مزدور و وابسته به سرویسهای اطلاعاتی آذربایجان، ترکیه و ... سعی داشته و دارند حرکت مستقل و ملی آذربایجان را به ابزار دست سایرین مبدل کنند.

چند وقت پیش آقای احمد اوبالی طی مصاحبه ای اعلام داشتند که از طرف آقای اقبال آقازاده رئیس حزب امید و یکی از اعضای مجلس کشور آذربایجان، در خصوص تشکیل پارلمان در تبعید مورد تهدید قرار گرفته اند. در این نوشته سعی می کنیم با استناد به برخی از اطلاعات منتشر شده و علی الخصوص اظهارات شخص آقای احمد اوبالی، شکل گیری و تداوم کار پارلمان را بررسی کنیم.

پارلمان در تبعید آذربایجان جنوبی در تداوم تشکلهای دیگری که آخرین مورد آن «کنگره ملیتهای ایران فدرال» در سال 2005 و با حضور گاموح و جریان نظمی افشار بوده، راه اندازی شده است. بر اساس اظهارات اخیر آقای احمد اوبالی در مصاحبه با سایت BayMedia.az  طرح تشکیل پارلمان در تبعید آذربایجان جنوبی «نزدیک به 4 سال است که مباحث و گفتگوها آغاز شده است. تلویزیون گوناز تی وی نیز بیش از 7 برنامه مفصل و ویژه در این خصوص تدارک دیده و پخش نموده است. آخرین بار در این خصوص در اواخر سال 2013 برنامه ای مفصل پخش نموده و اعلام کردیم که باید پارلمان در تبعید آذربایجان جنوبی شکل بگیرد.» در این مصاحبه ایشان اظهار داشته اند که از جانب آقای اقبال آقا زاده مورد تهدید قرار گرفته اند.

آقای احمد اوبالی خواسته یا ناخواسته افشاگر این مطلب بوده اند که آقای اقبال آقا زاده نقش اصلی را در راه اندازی پارلمان داشته اند. این نکته از همان اولین روزهای فعالیت آقای آقازاده برملا شده بود. بسیاری از فعالان حرکت ملی آذربایجان در خارج از کشور توسط ایشان دعوت به همکاری شده بودند. بر اساس اظهارات همین فعالان آقای اقبال آقازاده که صرف نظر از عضویت در مجلس کشور آذربایجان و ریاست حزب امید، از عناصر فعال سرویس اطلاعاتی آذربایجان نیز می باشد و جالب آن که گزینش افراد برای عضویت در پارلمان، ارسال دعوت نامه ها، تماس و تلاش برای اقناع فعالان مستقل، تامین هزینه ها و حتی تعیین چارت اصلی و مکان تشکیل گردهم آیی و ... نیز به دست ایشان انجام پذیرفته است. به عبارتی دیگر اگر بخواهیم پدر معنوی پارلمان موقت در تبعید آذربایجان را بشناسیم، نظرها و انگشت اشارات مستقیماً سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان را نشانه خواهد گرفت.

این مسئله نشانگر آن است که اگر در طول سالهای گذشته برخی از فعالان مستقل به صورت سیستماتیک مورد تخریب و شانتاژ قرار گرفته و از میدان مبارزات سیاسی بیرون رفته اند، به علت آن بوده است که این سرویس اطلاعاتی در هماهنگی با سرویس اطلاعاتی ترکیه قصد داشته اند فقط نفراتی را به عنوان لیدر، به حرکت ملی آذربایجان تحمیل کنند که این نفرات مستقیماً به آنها وابسته بوده اند و یا به صورت غیر مستقیم توسط آنان کنترل و هدایت می شده اند. در بخشهای آینده این نوشتار به بحث پیرامون این افراد نیز خواهیم پرداخت.

آقای احمد اوبالی در ادامه مصاحبه خویش اظهار داشته اند که: « جلسه ای در ماه مارس برگزار شد که من را نیز به این جلسه دعوت نموده بودند. هدف از این جلسه پایان دادن به حواشی غیر مفید پیرامون بحث پارلمان بود. در این جلسه اقبال آقازاده و معاون وی روفات ... نیز حضور داشتند. آنچه که مسجل گردید این بود که اقبال آقازاده از موضع آشتی و همگرایی در این جلسه وارد نشده بود و تمام سخنان و اقداماتش برای به پیش بردن برنامه های خاص خود بود. حتی وی اعلام کرد که بیائید استقلال آذربایجان جنوبی را اعلام کنیم. تصور کنید 10-15 نفر در دانمارک دور هم جمع شده اند و می خواهند استقلال آذربایجان جنوبی را اعلام کنند. من به مخالفت با این مساله پرداختم. »

همین اظهارات خود جای سوال است. اولاً چرا آقای اقبال آقازاده انگشت برروی آقای احمد اوبالی گذاشتند؟ آیا به این خاطر نبوده است که اولاً آقای احمد اوبالی خودشان وابسته به سرویس اطلاعاتی آمریکا می باشند و ثانیاً همکاری نزدیکی با سرویس اطلاعاتی آذربایجان داشته اند و نهایتاً این که با هزینه مالی و حمایت سیاسی این دو سرویس شبکه گون آذ و خصوصاً حزب گاماج را راه اندازی و اداره می کنند؟ منظور از موضع آشتی جویانه و همگرایی چیست؟ آیا به این معنی نیست که تمامی اعضای پارلمان باید مطیع و سرسپرده بوده و از تک روی و اظهار نظر شخصی بپرهیزند؟ در حالی که آقای احمد اوبالی اظهار نظرهای شخصی خویش را انجام داده و در تلاش بوده اند با تک روی و اعمال فشار بر روی دیگران خود را یک سر و گردن بالاتر نشان داده و به صندلی ریاست تکیه دهند. یکی از اقتضائات همکاری با سرویس های جاسوسی همان تحت سیطره بودن است و قبول اقتدار سرویس و فرمانبری مطلق از آن. آقای اقبال آقازاده چه برنامه خاصی داشتند که آقای احمد اوبالی را به واکنش وادار نموده است؟ البته آقای احمد اوبالی در ادامه مصاحبه به این نکته اشاره می فرمایند که آقای آقازاده اظهار داشته اند بیایید استقلال آذربایجان جنوبی را اعلام کنید!!!. چرا باید آقای احمد اوبالی و سایر کسانی که در این جلسه حضور داشته اند و خود را نمایندگان ملت آذربایجان می نامند، تحت سیطره سرویس اطلاعاتی کشوری دیگر باشند؟ چرا باید آقای اقبال آقازاده به جای ملت آذربایجان تصمیم بگیرند؟ چرا بایستی برای آقای آقازاده منافع ملی کشورش و مردمش اولویت داشته باشد در حالی که فعالین به ظاهر مستقل ما آلت دست آنها شده و نسبت به منافع ملی مردم آذربایجان خیانت کنند؟ و هزاران چرای دیگر که همچنان بی جواب مانده است.

تقریباً برای همه فعالین آذربایجان مسلم شده است که این پارلمان چیزی نیست جز آلت و ابزاری سیاسی برای تداوم بازی های سیاسی. یعنی که عده ای بازیچه شده اند تا منافع ملی ملت آذربایجان را فدای منافع شخصی خویش کرده و به منافع مالی خود تداوم بخشند. ما در قسمت دوم این نوشته به بررسی سایر اظهارات آقای احمد اوبالی خواهیم پرداخت اما ذکر این نکته را خالی از فایده نمی بینیم که بهتر است آقایانی که سر خود را همچون کبک در زیر برف پنهان کرده اند به خود بیایند و لااقل براساس شعار خودشان مربوط به استقلال آذربایجان این نکته را مد نظر قرار دهند که با فرض استقلال آذربایجان باز هم هیچ توجیهی نمی تواند مجوز فدا نمودن منافع ملی ملت ما باشد. این روند خیانت توسط این عده بهتر است قبل از آن که دامن خشک و تر را باهم بسوزاند، متوقف شود.