قسمت دوم

در قسمت نخست اشاره کردیم که منافع ملی هر ملتی برای فعالان سیاسی آن بایستی در اولویت کارها قرار بگیرد. بدین معنی که تمام فکر و ذکرشان تامین منافع ملتی باشد که سنگ آن را به سینه می زنند نه این که به نام ملت حرف بزنند و در راستای تامین منافع فردی خودشان باشند. در قسمتهای دیگر این مقاله به مواردی اشاره خواهیم کرد که نشانگر بی توجهی برخی افراد حاضر در پارلمان به منافع ملی آذربایجان می باشد اما در این قسمت به ادامه مصاحبه آقای احمد اوبالی می پردازیم و سعی می کنیم مصاحبه ایشان را براساس اسناد و شواهد موجود مورد ارزیابی قرار دهیم. ایشان می فرمایند: « سپس مقرر شد که پارلمان در تبعید ایجاد شود. ما پس از امضای اسناد این توافق دریافتیم که در آن به مسائل دیگری نیز اشاره شده است.»

یکی از مواردی که بارها از جانب فعالین مستقل حرکت ملی آذربایجان مورد توجه قرار گرفته و چه در سخنرانی ها و چه در نوشته های شخصی این بزرگواران به آن تاکید شده، عبارت از این موضوع است که حرکت ملی آذربایجان بعد از طی پروسه «اویانیش»، بایستی براساس منافع ملی آذربایجان و ملت خودش اقدام به انتخاب نمایندگان حقیقی خویش نماید. یعنی باید ابتدا در ملت آذربایجان به طور عام نه خاص، شرایط انتخاب آزاد به وجود بیاید تا بتوان از این طریق و در فضایی شفاف، بدون در نظر گرفتن روابط بلکه تنها براساس سطح دانش و عملکرد شخصی آنان، نسبت به انتخابات اقدام شود. در عین حال اگرچه کشور آذربایجان و ترکیه به عنوان کشورهای دوست و برادر محسوب می شوند اما این دوستی و برادری و مشترکات زبانی و ... نمی تواند به معنی تسلیم ملت و خاک به هر یک از این دول باشد. حرکت ملی آذربایجان در عالی ترین حد خود به استقلال و تشکیل دولتی مستقل می اندیشد نه آلت دست شدن به آذربایجان یا ترکیه جهت جدا شدن از ایران و الحاق به هر یک از این دو کشور. در صورتی که مبحث الحاق پیش آید، بایستی شرایط آن فراهم گردد و در عین حال رفراندم عمومی تعیین کننده خواهد بود نه وابستگی ها جناحی و فردی.

اظهارات آقای احمد اوبالی نشان می دهد که بنیان گذاران پارلمان موقت در تبعید آذربایجان جنوبی عملاً در این راستا تلاش می کرده اند که آذربایجان را از ایران جدا نموده و به کشور آذربایجان الحاق نمایند. لطفاً به عین اظهارات ایشان توجه فرمایید: «سپس مقرر شد...». آقای احمد اوبالی حتی خجالت هم نمی کشند که در خصوص روابط پنهانی و برنامه ریزی هایی پشت پرده چنین به صراحت خود را وابسته نشان ندهند.

ایشان به صراحت اشاره می کنند که پس از امضای اسناد مربوطه متوجه شده اند که آقای اقبال آقا زاده نظرات دیگری دارند! جای تعجب است. از سویی «مقرر می شود» یعنی این که می نشینند و صحبت می کنند و برنامه ریزی می شود و سپس تقریر یا نوشته می شود و قرار گذاشته می شود و از سویی دیگر پس از امضای اسناد معلوم می شود که راه به بیراهه رفته اند. سخنان دو پهلوی آقای احمد اوبالی حکایت از دو موضوع پارادوکسال و مغایر هم دارد. در ابتدای جمله چنین تفهیم می شود که با آقای اقبال آقازاده و ... به شور و مشورت نشسته اند و برنامه ریزی کرده اند و به توافق رسیده اند اما در پایان جمله چنین استنباط می شود که جلسه ای شکل گرفته و این افراد دعوت شده اند و به آنها گفته شده است که این برگه ها را امضاء کنید.

اگر بخواهیم این مباحث را آنالیز کنیم به یک نکته واحد و مشترک می رسیم. اگر چه آقای احمد اوبالی بسیار این در و آن در می زنند تا نشان دهند که با استقلال نظر در جلسه شرکت کرده اند تا در شکل گیری جریان پارلمان، به عنوان افراد مستقل ایفای نقش کنند اما اگر بر اساس آنچه در ابتدای جمله می خوانیم، بخواهیم قضاوت کنیم به این نتیجه می رسیم که از قبل تمام مسایل برنامه ریزی شده و سرویس اطلاعاتی آذربایجان تمام مراحل کار را پیش بینی کرده و مواد و مصالح لازمه را فراهم نموده و بعد از آن آقای اقبال آقازاده را وارد میدان کرده تا افراد مورد نظر را گرد هم جمع نموده و از آنها برای آنچه مقرر شده است، امضاء بگیرد. چرا که بخش اول اظهارات آقای احمد اوبالی نشانگر آن است که ایشان و سایرین دعوت شده اند برای انجام کاری که قبلاً در جایی دیگر برنامه آن ریخته شده و مراحل آن طی شده است.

اما از زاویه دوم نیز اگر بخواهیم اظهارات آقای احمد اوبالی را بررسی کنیم باز هم به این موضوع می رسیم که آقای اقبال آقا زاده به عنوان نماینده سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان این افراد را گرد هم جمع نموده و سپس به آنها تکلیف نموده است که این قرار را امضاء نمایند و آنها نیز آنچه را که قبلاً مقرر شده است امضاء نموده اند و بعد از امضاء متوجه شده اند که آنچه امضاء کرده اند با آنچه فکر می کردند، مغایر است. شاید اگر بخواهیم با صراحت بیشتر در خصوص این بخش از نوشته آقای احمد اوبالی تعمق کنیم باید بگوییم که ایشان و سایر افراد عروسک های خیمه شب بازی بودند که از خودشان هیچ اختیاری نداشته اند و عروسک گردان تصمیم گرفته است تا عروسک ها را به میل و اختیار خویش وارد بازی نماید.

« در حالی که اعلام می کردیم که ما پارلمان را تاسیس نمی کنیم بلکه به شکل گیری آن کمک می کنیم، متوجه شدیم اقبال آقازاده در این میان به دنبال کسب جایگاهی خاص برای خود است.»

یکی از نکات جالب این مصاحبه موضوع تلاش آقای احمد اوبالی برای مصادره صندلی ریاست پارلمان است. ایشان سعی می کنند به هر ترتیب که شده، آقای اقبال آقا زاده را دور زده و خودشان را به عنوان یکی از عناصر ذیصلاح برای رهبریت این جمع مطرح کنند. اظهارات ایشان در خصوص  تلاش آقای اقبال آقازاده برای کسب جایگاه ویژه برای خودش، نشانگر تنش و مبارزه در بین این دو نفر برای کسب جایگاه ریاست است. شاید برای خواننده جای تعجب باشد که چرا این دو نفر با وجود آن که هر دو از طرف سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان هدایت می شوند، چنین با همدیگر برای تکیه زدن بر صندلی ریاست درگیر شده اند؟ در این خصوص دو موضوع کاملاً مشخص به چشم می خورد. در میان سرویس اطلاعاتی آذربایجان دو دیدگاه در کنار هم پیش برده می شود. از طرفی به خاطر تجارب گذشته و افتضاحاتی که آقای احمداوبالی در دیدار با مجید سفیدانی در باکو به بار آورد و کل جلسه دیدار ایشان با یکدیگر به صورت فیلم توسط سرویس اطلاعاتی ایران در اختیار رسانه ها قرار گرفت، سرویس اطلاعاتی آذربایجان به لحاظ توان عملیاتی نمی تواند فقط به آقای احمداوبالی تکیه نماید. به همین دلیل ترجیح می دهد آقای اقبال آقازاده را به عنوان مغز متفکر و رئیس پشت پرده وارد بازی نماید. از طرفی دیگر حق با آقای احمداوبالی است که به اربابانش توضیح می دهد ملت آذربایجان حضور بیگانگان را در مراجع تصمیم گیری برای آینده و سرنوشت خودشان برنمی تابند و قبول نمی کنند.

این تنشها و مبارزات برسر قدرت منحصر به امروز نیست. با توجه به این که پروژه پارلمان در تبعید به طور کلی از پروژه تاسیس فرقه دمکرات الگو برداری شده است جالب است که دقیقاً همان دیالوگها نیز تکرار می شود. پیشه وری در مقابل باقروف می ایستد و می گوید ما نباید به شما تکیه می کردیم... هم اکنون نیز همان موارد بالعینه در حال تکرار شدن است. با این تفاوت که نه آقای اقبال آقازاده قاطعیت و صلابت باقراوف را دارد و نه آقای احمد اوبالی می تواند در حد و اندازه پیشه وری باشد. لباس پیشه وری به تن آقای احمد اوبالی گریه می کند! چه رسد به مقام و موقعیت و دانش سیاسی و ...

« من در حضور 15 نفری که در جلسه حضور داشتند به صراحت اعلام کردم که در رابطه با داک (کنگره آذربایجانی های جهان) ما تجربه تلخی در این خصوص داریم و حتی با در نظر نگرفتن این مساله که داک مربوط به آذربایجان واحد بود، باید در پارلمان در تبعید فقط اشخاص منسوب به آذربایجان جنوبی حضور داشته باشند و نباید کسی از آذربایجان شمالی در این پارلمان نماینده شود.»

از دیگر نکات برجسته این قسمت از مصاحبه آقای احمد اوبالی می توان به تجربه تلخ داک اشاره کرد. آقای احمد اوبالی به طور ضمنی تایید کرده اند که هر جریانی که به دست سرویس اطلاعاتی آذربایجان، با محوریت اتحاد آذربایجان و به صورت تحمیلی باشد و عناصری از آن کشور در این جریانات دست داشته و یا شرکت کنند، ناگزیر از شکست است و ملت آذربایجان آن را قبول نخواهند کرد. در عین حال باز هم آقای احمد اوبالی تلویحاً به این مسئله اشاره دارند که داک هم توسط سرویس اطلاعاتی آذربایجان تاسیس شد و یکی از دلایل شکست آن وابستگی به دولت آذربایجان بود. و البته باز در ادامه می توان به نتایج دیگری هم دست یافت که مجال آن در این نوشته نیست.

آقای احمد اوبالی در ادامه مصاحبه در جواب این سوال که واکنش ها نسبت به موضع شما چگونه بود می فرمایند:

«ما گفتیم که هیچ کس از آذربایجان شمالی و به خصوص شخص اقبال آقازاده در این پارلمان نماینده نشود و همچنین مقرر شد که 9 نفر از 15 نفر مذکور در رابطه با تعیین زمان و مکان ایجاد پارلمان انتخاب شدند و نیز قرار بر این شد که در این خصوص اعلان عمومی اعلام گردد تا بعدها کسی در رابطه با دعوت یا عدم دعوت خود در رابطه با این پارلمان اعتراض نکند.»

اگر بخواهیم تصویر کاملی از این اظهارات در ذهن خودمان ترسیم کنیم به این نتیجه می رسیم که تا اینجای کار آقای احمد اوبالی با به کرسی نشاندن حرف خودشان، دست رقیب را از پشت بسته و توانسته اند پشت آقای اقبال آقازاده را به خاک بزنند. اما ادامه اظهارات آقای احمد اوبالی نشانگر این نکته است که سرویس اطلاعاتی آذربایجان مهار این افراد را در دست داشته است. لطفاً به ادامه مصاحبه توجه فرمایید:

« یک هفته پس از این جلسه مشخص شد که اقبال آقازاده تاسیس پارلمان را اعلام کرده و حتی اعضای آن را نیز 45 نفر عنوان نموده است. مسلما ما به مخالفت با این مساله پرداختیم. انتخاب اعضا حداقل وظیفه کسانی بود که در جلسه شرکت می کردند. »

یعنی این که سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان از بیم آن که کنترل اوضاع از دستش خارج شود، پیش دستی نموده و دست آقای احمداوبالی و سایرین را در پوست گردو گذاشته است. ساده ترین نتیجه این اظهارات آقای احمد اوبالی عبارت از این است که هیچ یک از اعضای دعوت شده اختیاری از خودشان نداشته اند و فقط بازیگرانی بودند که باید در لحظه مقرر به روی صحنه می رفتند. اما همین امر نیز پایان کار نبوده است.

« یک روز هم جلسه ای را ترتیب دادند که وقتی به آنجا رفتم دیدم درباره اساسنامه پارلمان گفتگو می کنند. من گفتم که در بین ما یک حقوق دان وجود ندارد و ما نیز قرار نبود که اساسنامه تهیه کنیم. ما فقط توافق کرده بودیم که زمان و مکان تاسیس پارلمان را مشخص کنیم... »

صراحت کلام آقای احمداوبالی بسیار ستودنی است. می گویند یک روز هم جلسه ای ترتیب دادند... یعنی این که هیچ یک از اعضای صوری پارلمان از این جلسه خبر نداشته اند بلکه آنها را دعوت کرده اند و گفته اند باید چنین کنید که ما می گوییم. اما بسیار ستودنی تر بود اگر آقای احمد اوبالی اظهار می داشتند که از جانب چه کسانی و به کجا دعوت شدند و هزینه های گردهم آیی را به همراه بلیط هواپیما و ... چه کسی فراهم کرد. درست است که آقای اقبال آقازاده دست به جیب بود ولی تقریباً همه می دانند که او هم همانند حاکم صادق اوف، مهره ای بیش نیست و از توانایی مالی این همه هزینه عاجز است.

جالب تر آن که آقای احمد اوبالی به صراحت می فرمایند وقتی رسیدیم دیدم در مورد اساس نامه صحبت می کنند. البته آقای احمد اوبالی شکسته نفسی می فرمایند و سعی می کنند اندکی از میزان قباحت کار بکاهند. حقیقت این است که متنی را به آنها داده بودند و اظهار کرده بودند که این هم اساسنامه پارلمان!. حالا بروید و براساس برنامه ای که تعیین شده است شروع کنید.