قسمت سوم

 در قسمت نخست اشاره کردیم که منافع ملی هر ملتی برای فعالان سیاسی آن بایستی در اولویت کارها قرار بگیرد. بدین معنی که تمام فکر و ذکرشان تامین منافع ملتی باشد که سنگ آن را به سینه می زنند نه این که به نام ملت حرف بزنند و در راستای تامین منافع فردی خودشان باشند. در قسمت دوم این مقاله به مواردی اشاره کردیم که نشانگر بی توجهی برخی افراد حاضر در پارلمان به منافع ملی آذربایجان بود و به افشای روابط آقای احمد اوبالی و آقای اقبال آقازاده با سرویس اطلاعاتی آذربایجان پرداختیم. اما چه کنیم که این قصه سر دراز دارد و هنوز ناگفته های بسیاری بر زبان نیامده است.

در تایید مطالب قسمت دوم که اظهار داشته بودیم جریان پارلمان به واسطه این که توسط آقای اقبال آقازاده راه اندازی شده و ایشان نیز رسماً به سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان متصل هستند، آقای احمد اوبالی می فرمایند: « وی یا به دنبال سهم خواهی بوده است، یا می خواسته ما را بازیچه گروهی خاص نماید و چون موفق به این کار نشده بسیار ناراحت گشته است. »

 این صریح ترین اعترافی است که آقای احمد اوبالی در طول عمر خود نموده است. دو موضوع اصلی که از همان ابتدا اکثریت فعالان صادق حرکت ملی بر روی آن انگشت گذاشته و حاضر نشدند وارد این بازی کودکانه بشوند. بسیاری از فعالین خارج از کشور از همان ابتدا به دو دلیل فوق الذکر از قبول شرکت در این بازی سیاسی چشم پوشی نمودند. آنها نمی خواستند تبدیل به بازیچه ای شوند که صحنه گردان این بازی سرویس اطلاعاتی کشور آذربایجان است زیرا به خوبی می دانستند که بعد از اجرای ماموریت محوله توسط این سرویس مورد افشاگری قرار گرفته و به لحاظ سیاسی تبدیل به مهره ای سوخته خواهند شد. همان روندی که در طول دهه های گذشته از زمان شوروی سابق تا به امروز در خصوص اشخاص بسیاری شاهد بوده ایم.

گذشته از موضوع وابستگی به سازمان اطلاعات آذربایجان مهم ترین نکته در عدم قبول شرکت در پارلمان موقت توسط فعالان صادق حرکت ملی، بحث میزان سهم افراد است. به جرأت می توان گفت که هیچ یک از این فعالان خود را به لحاظ سیاسی، سابقه مبارزاتی، هزینه هایی که داده اند، دانش و تجربه و حتی سن و سال، کمتر از فعالان فعلی نمی دانند. آنها نمی توانند قبول نمایند که با فردی همچون آقای احمد اوبالی و یا محمد مشتاق و یا دکتر چهرگانی و ... در یک سطح قرار بگیرند. اگر چه ممکن است فعالان داخل کشور از مباحث پشت پرده بی خبر باشند اما فعالان خارج از کشور به دلیل تماس ها و رو در رویی های سابق به نکات بسیار مهمی پی برده اند که خالی از فایده نیست. کمتر کسی در میان فعالان حرکت ملی آذربایجان در خارج از کشور و بعضاً در داخل کشور وجود دارد که نداند آقای محمد مشتاق با سرویس اطلاعاتی ترکیه عقد اخوت دیرینه دارند و یا آقای احمد اوبالی با سرویس اطلاعاتی آذربایجان و آمریکا و از سویی دیگر ایران چگونه ساخت و پاخت نموده و به صورت چند جانبه در حال پر کردن جیبهای خود می باشد و...

از محتویات اظهارات آقای احمد اوبالی چنین بر می آید که آقای اقبال آقازاده در نظر داشته اند تا به هر نحو که شده افراد را زیر پرچم آذربایجان وادار به سینه زنی نمایند اما آقای احمد اوبالی پی به واقعیت برده و برآن شده اند تا سهم خود را مطالبه نمایند. براساس اخبار و اطلاعات رسیده از درون جریان پارلمان موقت، شکاف عمیقی در میان افراد به وجود آمده که مهمترین شکاف مربوط به آقای احمد اوبالی است. ایشان در طول ماههای گذشته تلاش داشتند تا در جریان پارلمان شکاف ایجاد کنند و با توجه به این که شخصاً نمی توانستند تحت سایه آقای اقبال آقا زاده قرار بگیرند، از فرصت استفاده کرده و زیر بیرق سازمانی دیگر رفتند.

از مجموع امضاهایی که در سایت گون آذ منتشر شده است و از اسامی آنها پیداست که جریان گاماج به عنوان بزرگترین رقیب برای تشکیلات پارلمان وارد عمل شده است. گسست پیمان در میان بد عهدان خارج نشین دور از انتظار نیست. آنها بارها و بارها به اقتضای زمان و سیاست اربابانشان دست به ایجاد تشکل های مختلف زده و سپس آن را از هم گسسته اند اما آنچه در این میان اهمیت دارد، نگرش اکثریت فعالان داخل و خارج به این جریانات و افراد است. به جرأت می توان گفت که اکثریت فعالان حرکت ملی پی به ماهیت این افراد برده اند و نمی خواهند در بازی های سیاسی این آقایان مشارکت نمایند چرا که شرکت در چنین بازی هایی را هم طراز با طرد شدن از جانب ملت آذربایجان می دانند.

شاید به نظر آید که خبر از شکاف درونی در پارلمان هنوز زود است و این امر تحقق نیافته است اما آقای احمد اوبالی به صراحت و زیرکی تمام این موضوع را بیان نموده اند. و البته بایستی به یک لحاظ از ایشان ممنون و متشکر بود. زیرا علی رغم این که ایشان تعهد داده بودند تا به هیچ شکلی اخبار درونی را در بیرون و علی الخصوص در رسانه ها مطرح ننمایند و شبیه همین تعهد را نیز از آقای دکتر چهرگانی در برنامه تلویزیونی گرفته و از آقای دکتر خواسته بودند که اولاً تک روی نکند و ثانیاً قبل از هر گونه اقدامی، سایرین را نیز در جریان قرار دهد اما به زیرکی هر چه تمام تر طی مصاحبه ای همه آنچه را که نباید گفته می شد، اظهار داشتند و در عین حال به موضوعاتی پرداختند که افشاء شدن آنها در حکم تلنگری جهت تشدید فروپاشی پارلمان موقت بود.

ایشان می گویند: « وی به 4 نفر از همفکرانش گفته است که پارلمان موازی تاسیس خواهد شد. اما ما بیش از 100 امضا جمع آوری نموده ایم که بر اساس اعلان عمومی پارلمان را تاسیس کنیم. اما آنها عنوان کرده اند که با 9 نفر، 45 نفر را انتخاب نموده و پارلمان را تاسیس خواهند کرد؛ به این نمی شود گفت پارلمان. چنین پارلمانی یا شکل نمی گیرد و یا اگر ایجاد شود هیچ کارایی نخواهد داشت. در اساسنامه آنها درج گردیده که پارلمان باید اصل استقلال خود را اعلام کند اما این چیزی به جز یک بازیچه نیست!»

لطفاً به ادبیات «ما» و «آنها» توجه کنید. عمق مرزبندی و شکاف از این جملات به چشم می خورد. آقای اقبال آقازاده پارلمان منسوب به سرویس اطلاعاتی آذربایجان و آقای احمد اوبالی پارلمان منسوب به سرویس اطلاعاتی ... را نمایندگی می کنند. تنش در روابط میان اعضاء حکایت از دو شرایط متفاوت دارد. اول این که این تنشها تبدیل به کنشهای شدیدتری خواهد شد و هر دو سرویس اطلاعاتی سعی خواهند نمود تا با استفاده از ابزارهای خود، طرف مقابل را از میدان به در کند و دوم آن که هر دو سرویس اطلاعاتی بنابه رعایت پاره ای از مباحث و مسائل صلاح را در آن خواهند دید که فیتیله ها را پایین کشیده و به سهم 50 درصدی خود قانع باشند.

در حالت اول، مطمئناً جریان آقای احمد اوبالی از هسته اولیه پارلمان خارج خواهد شد و در حالت دوم به سهم اعطایی قناعت خواهند نمود. آنچه از مجموع اظهارات ایشان و عملکرد ایشان تا بدین جای کار معلوم می شود، ظاهراً قرار است ایشان بر اساس برنامه ای سنجیده و حساب شده از پارلمان جدا شوند. این سیاست بسیار مقبول بوده و در صدد آن هستند که افراد مسئله داری را که موجب بدنامی پارلمان می شود به دور گذاشته و از افراد درجه دو اما خوشنام استفاده نمایند و البته خود آقای احمد اوبالی نیز در تایید این نظریات اظهار داشته اند که در اساسنامه آنها درج گردیده که پارلمان باید اصل استقلال خود را اعلام نماید اما این چیزی به جز یک بازیچه نیست!!!

قبلاً نیز اشاره کردیم که آقای احمد اوبالی در این مصاحبه اسراری را علناً بر زبان رانده و افشاء نموده اند که نباید می گفتند. بر همین اساس نه تنها از اینکه مورد تهدید واقع شوند تعجب نمی کنیم بلکه بیشتر از آن هم به نظر می رسد که خبرهای دیگری نیز در راه است. ظاهراً کار به اینجا ختم نخواهد شد. از ممنوع الورودی ایشان به خاک آذربایجان تا برچیده شدن دفتر گون آذ و ... می تواند در آینده رخ دهد و یقیناً آقای احمد اوبالی می دانند که با کجا در افتاده اند و تا چه حد باید حامیانی داشته باشند که قدرت آنها به قدرت سرویس اطلاعاتی آذربایجان بچربد!.

اما نکته ای ناگفته مانده است و آن این که مسئله ملیت خواهی در میان ملت آذربایجان تبدیل به بازیچه ای شده است در دست قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای. گاه به گاه مهره ای را با حمایت و پشتیبانی برسر کار می آورند و آن دیگری را از راه به در می کنند و به این وسیله سر مردم را گرم نگه داشته اند. ترکیه سهم خواه بخش غربی آذربایجان است چه به وسیله ترکها این امر تحقق یابد و چه به وسیله کردها. در هر دو جبهه، فعالیت دارند و نیروهای خود را به تدریج به کار می گیرند.

از طرفی کشور آذربایجان نیز خواهان قسمتهای شمالغربی ایران است و در همین راستا گاه با تکیه بر مشترکات زبانی، گاه با تکیه بر فرهنگ و رسانه های فرهنگی و گاه با تکیه بر سیاست دشمن ستیزی(تداوم کش و قوس با ارمنستان و ...) سعی نموده است تا اهداف خود را در منطقه پیاده نماید. از طرفی دیگر قدرتهای فرامنطقه ای نظیر سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، انگلیس، اسرائیل و ... هستند که آنها نیز به دنبال تحقق خواسته های خودشان هستند و در این راه از پتانسیلهای موجود در میان فعالان آذربایجانی استفاده می برند. این با خود فعالان آذربایجانی است که بخواهند در کنار ملت خودشان باشند و حامی منافع ملی خودشان و یا این که نسبت به تغییرات قدرت و سیاست در منطقه جهت موافق باد را اتخاذ کنند و به فکر منافع شخصی خود باشند.

امروزه بحث پارلمان بسیار لوث شده است. تقریباً هر کسی که یک بار قدم در فضای مجازی گذاشته باشد، به راحتی می تواند درک کند که چه کسانی به کجاها وصل بوده اند و این پارلمان دست پخت چه سرویسهایی می باشد. در این میان اگر کسانی که در شکل گیری پارلمان نقش داشته اند، بخواهند  همچنان در تداوم بخشیدن به آن اصرار و پافشاری کنند از دو حال خارج نیست: یا سر خودشان را همچون کبک زیر برف کرده اند و خود را به نفهمی زده اند و یا ملت آذربایجان را نفهم و ناآگاه پنداشته اند.