خبرگزاری آشکار ؛ در ایران تا دوره ظهور پان ترکیسم درعثمانی که توسط صهیونیست ها پایه گذاری شد تضاد و اختلافی بین زبان ملی و زبانهای و گویش های محلی وجود نداشت

به گزارش خبرگزاری آشکار ؛ ایران کشوری دیرپا و دیرسال است که پیدایش آن دیرینه و فرهنگ و هویت آن دیرسال است،در پهنه جغرافیایی ایران که دستخوش افزایش و کاهش و یورش بوده فرهنگی پدیدارگشته است که در امتزاج و الفت مردم ساکن این پهنه شکل گرفته. مردمی که در نواحی مختلف ایران زیسته اند،آذری،کرد،بلوچ، ترکمن، عرب،خوز،گیلک،لر، همه و همه ضمن آنکه فرهنگ و گویش مشخصات محلی داشته اند در کنار هم فرهنگ و هویت ایرانی را شکل داده اند از این روست که در این پهنه سه زبان رایج بوده است،نخست عربی که زبان اسلام و دین مبین آن است،دیگری فارسی که زبان مشترک و همگانی علمی و ادبی مردم سراسر ایران و سوم زبانها و گویشهای محلی که مردم نواحی مختلف به آن متکلم و گویشورند.

در ایران تا دوره ظهور پان ترکیسم درعثمانی که توسط صهیونیست ها پایه گذاری شد تضاد و اختلافی بین زبان ملی و زبانهای و گویش های محلی وجود نداشت و گزارشی از آن نداریم،لیکن از وقتی پدیده شوم صهیونیستی پان ترکیسم هجوم خود به ایران را آغاز کرد،زمزمه های تفرقه از حنجره منادیان ترک پرستی بلند شد،درجنگ جهانی اول که تبریز به اشغال قوای اشغالگر عثمانی درآمد منادیان پان ترکیسم در تبریز فرصت یافتند به طرح عقاید خود بپردازند؛جالب آنکه شیخ محمد خیابانی و حزب دموکرات به مقابله با این عقاید موهوم نژادپرستانه و ضد انسانی بر آمدند. بادامچی از نزدیکان شیخ محمد در این باره اطلاعات ذیقیمتی داده است :

«در اواخر شعبان ۱۳۳۷ قشون عثمانی به بهانه تنبیه آثوریها و استخلاص ارومی و سلماس به آذربایجان وارد و پس از اشغال نقاط غربی و شمال غربی آذربایجان به مرکز آن که شهر تبریز است دو هزار نفر قشون سوق داد.با آنکه آن سال سالِ قحط و مجاعه سرتاسر ایران را فرا گرفته زیاده از ده هزار نفوس ایرانی از گرسنگی ترک جان میگفتند و قیمت گندم بهاء جان بود این میهمانان عزیز دست قدرت خودشان را به تمام انبارهای غله دهات آذربایجان گشاده بدون حق و حساب می بردند. بالاخره حکومت وقت و امناء مالیه به اشعار خیابانی مرحوم و مبرزین فرقه پس از مذاکرات طولانی حاضر شدند که یک مقدار هنگفتی غله به قشون عثمانی مجاناً بدهند تا خودشان مداخله نکنند. با وجود این قرارداد باز اعتناء نکرده هم حواله مالیه را گرفته و هم خودشان هرجا انباری سراغ کردند،خلاصه پس از ورود عثمانیها به تبریز جمعیتی به نام اتحاد اسلام تشکیل داده و یوسف ضیاء بیک را که اصلاً قفقازی و از معلمین بادکوبه بود صدر جمعیت مذکور مذکور معین و کم کم بنای مداخله در امورات کشوری و لشگری ایران گذاشته و زمزمه ترک،فارس،ایران، توران کرده می خواستند آذربایجان را که جزء لاینفک ایران و اکلیل تاج با عظمت کیان است به قفقاز ملحق و جزو ممالک شاهانه عثمانی بکنند!! تنها قوه ای که در مقابل این مالیخولیای چندین صد ساله خود دیدند که بنای مخالفت با این فکر سخیف گذاشته فرقه مقدس دموکرات را که با وطن پرستی و ایرانیت مباهی و مفتخر و در مواقع سخت امتحان ایرانیت خود را داده اند مشاهده کرده و دیدند که با وجود فرقه دموکرات نمی توانند این لقمه چرب از حلقوم به پائین ببرند و هرگونه عملیات استقلال شکنانه آنها را فرقه دموکرات خنثی می کند.در این صدد شد که ضربه سخت و مهلکی به فرقه دموکرات زده و تار و و پودش را از هم بگسلانند. خائنین داخلی و و بی شرفترین مردم که از جمله آنها بود مکرم الملک پسر حاجی عدل الملک که حالا لقب قائم مقامی دارد،مؤید خیالات آنها شده و در این باب سندی که به عثمانیها نوشته فعلاً اصل و فوتوگراف همان سند در دست است. در هشتم ذی القعده۱۳۳۶خیابانی مرحوم و آقا میرزا اسمعیل نوبری و نگارنده را عثمانیها دستگیر و به ارومی برده دو ماه تمام حبس کردند(نمی خواهم جزئیات آن حبس و مظالمی که برادران اسلامی به حبسیها وارد نمودند بیان نمایم)پس از دو ماه که عثمانیها مجبور شدند ارومی را تخلیه و قشون خود را به موصل سوق دهند. حبسی ها را تحت الحفظ به شرفخانه و صوفیان به عزم تبریز فرستادند،بعد از سه روز با اجازه و امر ثانوی شوقی پاشا مستخلص و مراجعت به تبریز کردند. فراموش نمی کنم شهامت ومتانت فقید شهید خیابانی مرحوم را که روز اول دستگیری تصمیم کرد ابداً ولو یک حرف هم باشد به صاحب منصبان عثمانی نگفته و اعتنا ننماید و حتی با رفقا قرار داده بود که در موقع استنطاق ابداً به سؤالاتشان جواب نداده و تنها بگویند شما حق ندارید ما را استنطاق کنید و در این رأی راسخ بوده اعتنائی به تهدیدات عثمانی نکرده ابداً جوابی به آنها ندادند. در موقع صحبت و مذاکره آقای نوبری ناطق ما بود.»[۱]

انقلاب اسلامی که نهضتی اسلامی برای سرنگونی نظام شاهنشاهی فاسد بود با نظر قاطع رهبر کبیر انقلاب اسلامی، اجرای عدالت در عرصه های اقتصادی،فرهنگی،سیاسی و اجتماعی در قانون اساسی گنجانده شد و بر همین اساس در عرصه های فرهنگی شاهد آن بودیم که در مناطق مختلف ایران،انتشار مطبوعات به زبان و گویش محلی به راه افتاد،نشریات کردی،ترکی آذری،عربی وترکمنی …

طی سالهای اخیر با راه اندازی شبکه های استانی برنامه های متنوع(رادیویی و تلویزیونی) با زبان های محلی تهیه و پخش می نمایند. از سوی دیگر در عرصه کتاب هم شاهد رشد و شکوفایی بالنده ای هستیم، به عنوان مثال طی سالهای بعد از انقلاب بیش از سی هزار جلد کتاب که اکثر آنها به ترکی آذری بوده در مورد تاریخ،فرهنگ و ادب آذربایجان منتشر کردیده است. این در حالی است که مقدمات تدریس زبان های محلی در دانشگاهها فراهم شده و در قالب درس اختیاری ارایه می گردد.

تا وقتی این اقدامات توسط نظام اعمال نشده بود تبلیغات آنها با محور تدریس زبان مادری طرح می شد وقتی با تدریس ترکی در دانشگاها خلع سلاح شدند با زیرکی شعار خود را از تدریس زبان مادری به تدریس به زبان مادری تغیر داده ماهیت واقعی خود را نشان دادند که زبان مادری یا تدریس زبان مادری چیزی جز خدعه و حیله نیست .

در چنین وضعیتی به نظر می رسد بنگاههای وابسته به صهیونیسم و انگلستان زبان مادری را بهانه ای برای دستیابی به مقاصد دیگر خود نموده اند تا با فریب و سوءاستفاده از آن منافع خود را تأمین کنند.وتاریخ ایران نشان نمی دهد روباه پیر ومکار قدمی در به نفع ملت ایران برداشته باشد .

 

[۱] . شرح حال و اقدامت شیخ محمد خیابانی،برلن ، ایرانشهر، ۱۳۰۴ صص ۲۸-۳۱

 

کریم آذربایجانی