جعفر پشتو در ایران که بود با نقاشی ساختمان روزگار می گذراند. البته هنوز هم نقاش خوبیست و این از محسنات یک فرد است که همچنان شغل خودش را در داخل و خارج از کشور حفظ کند. هر چند که بعضی ها هم معتقدند حفظ شغل در تحت هر شرایطی نشان از بی عرضه بودن طرف دارد وگرنه در شرایط جدیدتر باید کار جدیدی نیز براساس توانایی های خود انجام داد

این که جعفر پشتو یا به قول خودش آغری قره داغلی نقاش ساختمان خوبی است، در این موضوع شکی نیست. و این که از سر اعتقاد به کسب و پیشه خودش در این کار باقی مانده یا از سر بی عرضه بودنش هم ربطی به من ندارد.

آنچه به من مربوط می شود، فعالیتهای این فعال رنج کشیده [آخی بمیرم الهی L ] آذربایجانی است که مثل سایر فعالان معتقد و راستین حرکت ملی آذربایجان از سر اعتقاد به وطن، و مبارزات درخشان خودشان، ناگزیر شده اند به خارج از کشور بروند و در آنجا با کد یمین و عرق جبین [ خدا میدونه چقدر سختی کشیده ]، به فعالیت بپردازند و روز و شب و زندگی خودشان را به نفع ملت آذربایجان فدا کنند. کسانی که به خاطر حقوق ملت آذربایجان با هیچ گروه و سازمان و یا کشوری سر سازگاری نداشته اند و با ایمان کامل بر سر اعتقادات خود ایستادگی نموده اند و هنوز هم مخلصانه به آب و آتش می زنند تا بتوانند برای مردم سرزمینشان مثمر ثمر واقع شوند. جعفر هم یکی از آنهاست. یکی از جنس همان درد کشیده هایی که خودش و زندگی اش را فدای ملتش نموده و با مشقت هر چه تمامتر، با زحمت و رنج فراوان، بدون وابستگی به شرق و غرب و شمال و جنوب [ چپ و راست و اینور و اونور ]، در حال تلاش برای تحقق حقوق مردم این سرزمین است.!!!!!!!!!!

ظاهراً صحبت به درازا کشید اما چاره ای نبود. باید قبل از ورود به بحث، نشان می دادیم که مانیز قدردان زحمات ایشان هستیم. و از اول تا آخرش را به خوبی می دانیم. می پرسید چه چیزهایی را  ؟ الان بهتون میگم :

مثلاً می دانیم که با سرویس اطلاعاتی جمهوری آذربایجان MTN در ارتباط بود و هنوز هم هست [ فکر بد نکنید واسه خدمته ].

مثلاً می دانیم که در باکو که اقامت داشت، دانشجویان ترک آذربایجانی را به همین سرویس وصل می کرد[ واسه ثوابش بود ].

مثلاً می دانیم که در قبال آدم فروشی ها و لو دادن برخی از اسرار سایر گروههای فعال حرکت ملی توانست برای خودش اقامت و شهروندی آذربایجان را اخذ کند. [ فقط برای رضای خدا ]

مثلا می دانیم که از طرف همین سازمان اطلاعات آذربایجان ماموریت یافت تا به گرجستان رفته و از آنجا خودش را به ترکیه برساند.

مثلاً می دانیم که ظاهراً به اتفاق رحیم جوادبیلی(جواد پور) به گرجستان فرار نمود.

مثلاً می دانیم که از گرجستان با دوستانش در ترکیه تماس گرفت و اظهار داشت که در آذربایجان او و رحیم را تحت فشار گذاشته بودند و آنها مجبور شدند تا فرار کنند.

مثلاً می دانیم که هیچ یک از دوستانش در ترکیه نتوانستند نسبت به اقامت وی در ترکیه کاری بکنند. [ از اینور رونده از اونور مونده L ]

اما این وسط چیزهایی هم می دانیم که سایر فعالان از آنها بی اطلاع هستند. می گویید چه چیزهایی؟ الان میگم تا حالشو ببرید :

صرفاً جهت اطلاع دوستان عزیزمان به برخی از این دانسته های خودمان اشاره می کنیم. اطلاعاتی که شاید بتواند به کمکی در شناساندن چهره جعفر داشته باشد. برای ما زیاد جای تعجب نیست که چگونه جعفر سر از باکو در آورد و حتی برای ما جای تعجب نیست که در گرجستان چه می کرد. باز هم تعجبی ندارد که الان در ترکیه چه می کند چون دانستن این مسائل چنگی به دل نمی زند. راستش را بگوییم باعث سرافکندگی می شود. شرم داریم از بیان این موضوعات. ناراحتیم که چرا عده ای برای نام و نان، چوب حراج به وطن و هموطن خود می زنند. بگذریم...

در پروژه ای که قرار بود آقای پشتو با ارتباط گیری از فعالان ترکیه به اجرا در آورد، رحیم جوادپور در حد چیزی بود مثل تمبر نامه!!! و یا فیلتر تنظیف!!! رحیم باید جعفر را در دید فعالان ترکیه و حتی سرویس اطلاعاتی ترکیه پاک و منزه جلوه می داد [ مثل یه نوزاد ]. جعفر پشتو بارها به فعالان حرکت ملی علی الخصوص فعالان ترکیه گفته بود که به هیچ عنوان دارای پاسپورت نیست و از آنها می خواست تا برایش گذرنامه درست کنند و ...

اما فعالین آذربایجانی عزیز نمی دانستند که جعفر در ازای آدم فروشی هایش، دارای گذرنامه آذربایجانی می باشد.[ مدارکشم موجوده خودتون ببینید ]

 می دانیم که حالا خیلی ها خواهند فهمید که بازی خورده اند اما کار به همین جا ختم نمی شود. جعفر پشتو در گرجستان هم دست از آدم فروشی برنداشته و همچنان به این شغل شریف به عنوان کسب و کار خودش ادامه می داد [ شکم زن و بچه باید سیر بشه دیگه ]. وی در برگه تقاضای پناهندگی خودش مطالب جالبی نوشته بود که ما این مطالب جالب را از جوابیه اداره اتباع خارجی گرجستان متوجه شدیم. و اینها همان چیزهایی است که شما نمی دانید!!!

به عنوان مثال شما نمی دانید که ایشان در برگه اخذ پناهندگی نوشته بودند که در ایران محکوم به اعدام شده اند!!!

و یا نمی دانید که ایشان با اسرائیل و آمریکا ارتباط داشته اند[ بازم فکر بد نکنیدا فقط با سیا و موساد ارتباط داره ، همین ]

حتی نمی دانستید که هادی موسوی(همان رابط وزارت اطلاعات ایران که پس از دیپورت شدن از آذربایجان توسط یوروش مهرعلی بیگلو در فرودگاه تهران تحویل گرفته شد و ...) از دوستان نزدیک جعفر پشتو است [ ای آدم زرنگ ]

و احتمالاً نمی دانستید که جعفر پشتو در آتش سوزی[ خودمونیم ، آتش زدن ، به کسی نگیدا ]  دفتر گاموح در آذربایجان در سال 2003 شرکت داشت!!!

شاید نمی دانستید که اداره امور پناهندگی گرجستان تشخیص داده بود که جعفر خان برای بهبود شرایط زندگی خودش اقدام به خروج از کشور کرده و به هر دری زده تا تکه نان راحتی [ والبته که حلال ] به دست آورد اما نشده!!!

فکر نکنید که هر چه گفتیم، بدون سند و مدرک بود. این هم جوابیه اداره امور پناهندگی گرجستان به آقای جعفر پشتو که به همراه چند سند دیگر در جیب مبارک داشتند و خلاصه به دست ما هم رسید.

البته مطمئناً شما نمی دانستید که جناب جعفر خان در آذربایجان به طور همزمان با سفارت ایران هم در ارتباط بود!!!

نام رابط ایشان هم آقای مصطفی مشهدی بود که خوشبختانه باز هم کارت ویزیت ایشان در مجموعه اسناد آقای جعفر پشتو موجود بوده است. و همین آقای مصطفی مشهدی بعد از این که دید دستی برای کمک به جعفر پشتو از ترکیه دراز نمی شود، پاسپورت ایرانی را برایش تهیه نمود تا حداقل مثل بچه آدم بتواند به کشور ترکیه سفر کند. بیچاره رحیم که هنوز هم در خیالات و توهمات خودش غوطه ور است. بگذریم!!!

ولی خودمانیم. ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی!!! آیا سایر فعالان هم می گذرند؟ آیا آنها هم فراموش می کنند؟ آیا آنها هم مثل ما با جعفر پشتو رفتار می کنند؟ یعنی که شتر دیدی ندیدی؟ یا این که آنها از ما هم حساس تر خواهند شد؟ قبل از نوشتن این متن، یکی از دوستانمان در ترکیه می گفت: وقتی آغری به ترکیه آمد در [ جلسه بووووق ] شرکت کرده و سعی داشته اطلاعات این جلسه را به صورت کامل اخذ نماید. درست است که برای ما مهم نیست اما ایا برای مردم آذربایجان هم مهم نیست که فعالان سیاست پیشه در پشت نقاب ظاهری خودشان از چه قیافه پلیدی برخوردارند؟ راستش جعفر هنوز هم نقاش خوبیست اما در رنگ کردن آدمها!!! در رنگ کردن بعضی از فعالین حرکت ملی آذربایجان و در رنگ کردن مردم آذربایجان!!!!!