با آغاز جنگ جهانی دوم در سال 1939(1318) بسیاری از كشورهای جهان خواسته یا ناخواسته درگیر جنگ شدند كه كشور ما نیز از این قاعده مستثنی نبود و با وجود اینكه دولت ایران اعلام بیطرفی نمود ولی متفقین توجهی به این مسئله نكردند و  به بهانه كمك رسانی به اتحاد جماهیرشوروی كه با آلمان در جنگ بود، در شهریور1320از شمال و جنوب وارد خاك ایران شدند و تا پایان جنگ یعنی سال1324 اشغال كشور توسط متفقین ادامه داشت. 

مناطق شمالی ایران از جمله آذربایجان تحت اشغال نیروهای ارتش سرخ بود در بحبوحه پایان جنگ در شهریور1324( سپتامبر1945) در استان آذربایجان حزبی با نام فرقه دمكرات آذربایجان به رهبری پیشه وری و حمایت روسها ایجاد شد. سه ماه بعد در 21 آذر، فرقه بر آذربایجان و برخی دیگر از نواحی شمالی تسلط یافت و حكومت ملی تاسیس گردید.مسئولان حكومت ملی در عرصه های مختلف سیاست هایی را در پیش گرفتند وبرای تحقق این سیاست ها اقداماتی را انجام دادند.در واقع تمامی این اقدامات در زمینه های گوناگون برای جلب حمایت و پشتیبانی مردم از فرقه و حكومت ملی بود. در این مقاله سیاستی كه دمكرات ها در قبال دین، مذهب و اعتقادات مردم آذربایجان داشتند، بررسی می گردد و به اقداماتی كه در این زمینه صورت گرفت وهمچنین دلایل عدم پذیرش این سیاست از سوی اكثر مردم پرادخته می شود. اما قبل از بررسی سیاست مذهبی مد نظر فرقه دمكرات، باید دید كه آنها چه رویكردی نسبت به دین داشتند.

رویكرد حكومت ها نسبت به دین:

از دیرباز هریك از حكومت ها در سراسر جهان نسبت به دین ، مذهب و اعتقادات مردم تحت حاكمیت خویش رویكرد خاصی داشته اند كه در این زمینه محققین و نویسندگان متعددی به مطالعه و تحقیق پرداخته اند. یكی از كسانی كه در این مورد به مطالعه پرداخته موریس باربیه پژوهشگر و نویسنده مشهور فرانسوی است كه در كتاب دین و سیاست در اندیشه  مدرن ، به تفصیل بیان می دارد كه حكومت ها نسبت به دین سه رویكرد دارند: در رویكرد اول دین بر دولت غلبه دارد ومعتقد به برتری مطلق دین بر سیاست و پیروی بی چون و چرای دولت از دین است.

رویكرد دوم دقیقا در مقابل رویكرد اول قرار دارد و در واقع برداشت ابزاری از دین دارد و دین را تا حد ابزار و وسیله ای  ساده كه در خدمت سیاست است، تقلیل می دهد. در رویكرد سوم، جدایی دین از دولت مد نظر می باشد و نگاهی لیبرالی  به رابطه دین و دولت دارد. این برداشت به دنبال كشف ارزش دین برای شخص و جامعه و در پی آزاد كردن دین از تسلط

دولت است .اما فرقه دمكرات آذربایجان از همان ابتدا و به ویژه پس از تشكیل حكومت ملی در 21آذر، در قبال دین و اعتقادات مردم ،رویكرد دوم یعنی برداشت ابزاری از دین را مد نظر قرار داد تا با استفاده از دین و اعتقادات مذهبی مردم آذربایجان بتواند به اهداف مورد نظرخویش دست یابد. دین برای دمكرات ها ابزار و وسیله ای برای رسیدن به آرمان ها و آرزوهایی بود كه در سر می پروراندند.البته باید خاطر نشان كرد كه چنین روشی از چند سال قبل، یعنی از زمان اشغال آذربایجان توسط ارتش سرخ، بوسیله روس ها در پیش گرفته شده بود.بطور مثال در برنامه ای كه در تاریخ 15 اسفند1322برای آذربایجان تهیه شده   بود،تاكید شده بود كه "برای جلب نظر مردم آذربایجان در درجه اول به دین و خدمتگزاران دین توجه كافی شود.و در ادامه اضافه می كند كه: این كار برای این است كه ما با دست این روحانیون كارهای زیادی می توانیم انجام دهیم".[2]فرقه دمكرات نیز مانند روس ها همان روش را دنبال نمود.

دمكرات ها از زمان تسلط بر آذربایجان در عرصه های مختلف تصمیماتی اتخاذ نموده و سیاست هایی را در پیش گرفتند.در

حوزه دین نیز، با توجه به همان رویكرد ابزاری كه نسبت به دین و اعتقادات مردم داشتند، باید سیاستی را مد نظر قرارمی دادند تا راحت تر بتوانند ازآن به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف و آرمان هایشان بهره برداری نمایند. در چنین شرایطی بهترین سیاست، سیاست تساهل مذهبی بود تا از این طریق هم مشروعیت كسب نمایند و هم نظر علما، روحانیون و مردم مذهبی آذربایجان را به سمت و سویی كه می خواهند جلب كنند. برای عملی نمودن سیاست فوق (تساهل مذهبی) باید

تدابیری اندیشیده و اقداماتی صورت می گرفت.  فرقه دمكرات برای به نمایش گذاشتن تساهل مذهبی و در نتیجه رضایت نهادهای مذهبی اقداماتی انجام داد كه از جمله این اقدامات تضمین آزادی مذهبی بود.برخی از اعمال مذهبی از اوایل سلطنت رضاشاه منع شده بود كه فرقه دمكرات در آذربایجان

 و مناطق تحت نفوذش ممنوعیت این اعمال را رفع نمود. برخی از اعمال مذهبی كه در دوره سلطنت پهلوی اول منع گردید،

شامل سنن مذهبی مرسوم سینه زنی،زنجیرزنی،قمه زنی و تعزیه به ویژه در اوج عزاداریهای ماه محرم بود.به علاوه حق زنان به

پوشیدن چادر كه رضاشاه آن را در دی ماه 1314غیر قانونی ساخته بود، دوباره اعاده شد.

در دوره یكساله حاكمیت فرقه برآذربایجان، در راستای همان سیاست تساهل مذهبی، در مورد برگزاری مراسم و آئین های

مذهبی سخت گیری نشد و مردم توانستند این مراسم را برگزار نمایند.در خاطرات آیت ا... مجتهدی می خوانیم:

« در این دوسه روز (تاسوعا و عاشورا) دسته مثل سابق سینه زن و زنجیرزن با علم و طوق(توغ) بیرون آمده بودند.روز     عاشورا هم، قمه زن ها قمه زده بودند.»

مسئولین و سران فرقه نیز، برای همراه نشان دادن خود با مردم مذهبی و معتقد، گاه در این مراسم شركت می كردندو حتی در برخی مواقع از آنها در این مراسم پذیرایی می نمودند. وابسته مطبوعاتی آمریكا كه از تبریز دیدار نموده بوددر یكی از گزارش- های خود یاد آور میشود كه: «بی فایده نیست كه گفته شود كه دمكراتها، اعاده رسوم و مراسم مذهبی را به صورت آزاد تشویق می كنندو در حال حاضر آنان (خود) در مراسم عزاداری شركت می نمایند.»[5]در كنار رفع ممنوعیت از اعمال مذهبی، بعضی از ایام مربوط به مناسبت های مذهبی نیز،مدارس وادارات تعطیل بودند. روزهایی مانند تاسوعا، عاشورا، اربعین و برخی اعیاد مذهبی...البته باید متذكر شد كه تمام این اقدامات در جهت اهداف مد نظر دمكراتها بود نه از سر اعتقاد قلبی به دین. در كنار اقدامات فوق، سران و دست اندركاران فرقه،ملاقات هایی را با علما و روحانیون آذربایجان داشتند تا از این طریق بتوانند حمایت و پشتیبانی آنان را كسب نموده و مشروعیتی برای خود دست و پا كنند.پیشه وری و همفكرانش می دانستند كه علما، روحانیون و فعالان مذهبی در بین آذری ها از احترام و جایگاه والایی برخوردارند و با نزدیك شدن به آنها و همراه نمودن شان با برنامه ها ی فرقه، سریعتر می توانند به اهداف خویش دست یابند.شرح برخی از این ملاقات ها در نشریات و روزنامه های آن زمان منتشر شده است. بطور مثال در شماره 93 روزنامه آذربایجان به دیدار آقای ثقه الاسلام با پیشه وری اشاره شده است.

همچنین پیشه وری در عمارت بلدیه تبریز با تعدادی از علما ملاقات و از آن ها پذیرایی نمود. بی ریا وزیر فرهنگ حكومت ملی نیز یك مرتبه در منزل آیت ا... مجتهد حضور یافت كه از سوی پیشه وری پیغام آورده بود كه علما وقتی را معین نمایند تا پیشه وری به بازدید آقایان بیاید.

اكثر آذری ها مانند سایر ایرانیان، مسلمان و شیعه مذهب می باشند ولی در استان آذربایجان جمع كثیری از هموطنان ارمنی وآشوری نیز از قدیم الایام سكونت دارند.پیشه وری برای جلب نظر اقلیت های دینی ساكن در نواحی تحت سلطه فرقه،یكی از برنامه های حكومت خود را،احترام به آزادی عقیده و قبول حقوق تساوی برای اقلیت های موجود در آذربایجان اعلام نمود.

حكومت ملی برای جلب نظر اقلیت ها بر اساس در خواست خلیفه گری ارامنه ارومیه بخشنامه ای را در تاریخ 27/8/1325 جهت مشاركت در مراسم مذهبی،یكشنبه از ساعت 9صبح تا 5/10 جهت حضور در كلیسا از مدرسه مرخص می شدند.این بخشنامه به همه مدارس ارومیه ارسال شد.

نكته قابل توجه این است كه بخشنامه فوق در 27 آبان صادر شده و كمتر از یك ماه بعد حكومت پیشه وری در آذربایجان سقوط كرد و این موضوع نشانگر آنست كه دمكرات ها تا آخرین روزهای سلطه به دنبال جلب حمایت و پشتیبانی اقشار مختلف مردم آذربایجان بوده اند.اما با تمام این اوصاف، سیاست تساهل مذهبی فرقه كه در راستای رویكرد ابزاری به دین و اعتقادات مردم بود، فایده ای برای آن ها نداشت و نه تنها باعث همراهی مردم معتقد و علما با آنان نشد بلكه بر نفرت و انزجار

ایشان از فرقه افزود. سوالی كه در این قسمت می توان مطرح نمود این است كه به چه دلایلی بر خلاف تصوردمكرات ها ، سیاست تساهل مذهبی مورد توجه علما، روحانیون و مردم قرارنگرفت و آنها نتوانستند از تعلقات مذهبی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود استفاده نمایند؟

در پاسخ به سوال فوق باید گفت دو دلیل مهم برای عدم پذیرش سیاست تساهل مذهبی و مصالحه دینی وجود داشت :1- مغایرت داشتن برخی از اعمال دمكرات ها با مذهب و اخلاق دینی 2- عدم مشروعیت در نزد علما و روحانیون. در ادامه به اختصار به بررسی این دو عامل می پردازیم.

مغایرت اعمال دمكرات ها با مذهب و اخلاق دینی:

آذری ها مردمانی بسیار معتقد و مذهبی هستند و برای اعتقادات خویش، ارزش و اهمیت خاصی قائل اند.فرقوی ها در مدت یكساله تسلط بر آذربایجان تلاش نمودند رو در روی مذهب و اعتقادات مذهبی مردم قرار نگرفته و برای حفظ ظاهر و رسیدن به اهداف خود، اقداماتی در زمینه مذهبی انجام دهند. اما مردم دریافته بودند كه مسائل دینی و مذهبی برای دمكرات ها از اهمیت چندانی برخوردار نیست واگر قدمی نیز در این راه برمی دارند، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و در جهت كسب مشروعیت و رسیدن به خواسته هایشان است. در این مدت هر چه سران فرقه و حكومت ملی سعی می كردند از نظر اعتقادی و اخلاقی

 

مشكلی بروز نكند تا موجب برانگیخته شدن حساسیت مردم نگردد، اما گویی این امر فایده ای نداشت وبرخی دست نشاندگان و فدائیان فرقه با ارتكاب اعمال ضد دینی و غیر اخلاقی، موجب ناخشنودی و نارضایتی مردم می شدند و بر نفرت آنان از دمكرات ها می افزودند.قتل افراد بی گناه، شكنجه و آزار و اذیت، غارت اموال و دارایی ها، تجاوز به نوامیس مردم و...از جمله این اقدامات ضد دینی و غیر اخلاقی بود كه در سراسر آذربایجان و دیگر مناطق تحت نفوذ فرقه دیده می شد.مسئله قابل توجه این است كه پیشه وری و دیگر مسئولان حكومت ملی نیز اقدام موثری برای جلوگیری از این كارها انجام نمی دادند و حتی گاهی اوقات برخی از سران فرقه خود در این اقدامات غیر اخلاقی دست داشتند و به مشكلات و مصائب مردم دامن می زدند و بر گرفتاری های مردم محروم می افزودند. یكی از سران حكومت ملی و از دست نشاندگان شوروی كه ظلم و ستم بسیاری به مردم نمود، غلام یحیی بود كه در بسیاری از مناطق به غارت اموال و دارایی های اهالی پرداخت. شرح بعضی از غارتگری های وی در كتاب های خاطرات افراد آمده است كه از جمله می توان به خاطرات جهانشاهلو كه خود از مسئولان حكومت ملی بود، اشاره كرد.جهانشاهلو در قسمتی از خاطراتش می گوید:

« غلام یحیی و همدستانش چندین هزار پیت روغن، پنیر و نزدیك به دویست و پنجاه هزار راس گوسفند چوبداران زنجانی و كرد را توقیف كرد و از راه تارم و كوزه كنان به اردبیل و آستارا رسانیدند و توسط سرهنگ سازمان امنیت روس از مرز گذراندند و تحویل عمال باقروف دادند....در واپسین روزهای آبان و آغاز آذرماه 1325 غلام یحیی و همدستانش با شتاب، نزدیك به هفت هزار گاومیش، گاو و گوساله روستاهای اطراف زنجان و...را غارت كردند و توسط گروهی سوار به اردبیل و مرز رساندند».

مردم با دیدن چنین شرایطی چگونه می توانستند ظاهر سازی مذهبی دمكرات ها را باور كنند.در كنار غارتگری هایی كه صورت می گرفت ، پیشه وری و یارانش نیز با مصادره اموال و زمین های اشخاصی كه از ترس دمكرات ها به دیگر نقاط ایران فرار كرده بودند، قصد داشتند با تقسیم این زمین ها بین كشاورزانی كه بی زمین بودند ،حمایت آن ها را جلب نمایند. جالب این است كه بسیاری از این روستائیان و كشاورزان به دلیل اعتقادات مذهبی از پذیرش زمین ها امتناع كردند.

حكومت ملی آذربایجان و شخص پیشه وری برای راضی نمودن دهقانان به پذیرفتن زمین خان ها،مبلغان حزبی را به روستاها فرستادند تا برای كشاورزان سودمندی این كار را روشن سازند خود پیشه وری معتقد بود باید از افرادی كه كلاس های تبلیغاتی حزب توده را دید ه اند برای روشنگری دهقانان استفاده نمود[9]ولی این كار هم فایده ای نداشت. مردم زمین هایی را كه دمكرات ها از مالكین مصادره نموده بودند مال حرام و تصرف این زمین ها را مغایر احكام اسلام و فقه شیعه می دانستند.

اقدامات از این دست متعدد می باشد كه از حوصله بحث خارج است اما به موازات عملكردهای اشتباه حكومت ملی، باید به مشروعیت نداشتن دمكرات ها در نزد علما و روحانیون آذری و غیر آذری نیز اشاره نمود.

مشروعیت نداشتن نزد علما و روحانیون:

از زمان اشغال ایران در1320 و تسلط ارتش سرخ بر آذربایجان، علما و روحانیون به مخالفت شدید و همه جانبه با روس ها پرداختند . بسیاری از علما و روحانیون كه روس ها را افرادی بی دین، كافر و ملحد می دانستنددست به كار شده و به اشكال مختلف اعتراضات خود را نسبت به اشغال آذربایجان توسط روس ها اعلام نمودند از سخنرانی در مساجد و حسینیه ها گرفته تا صدور فتوا علیه كمونیست ها. این مخالفت ها و اعتراضات ادامه داشت و با تشكیل فرقه دمكرات در شهریور1324 با حمایت مستقیم شوروی، شدت یافت.در اغلب شهرها و روستاهای تحت اشغال دمكرات ها، علما و روحانیون با سخنرانی های خود مردم را نسبت به افكار، اندیشه ها و اهداف آنان آگاه می ساختند. سران و دست اندركاران فرفه در نظر مذهبیون، افرادی دست نشانده شوروی و جیره خوار بیگانه بودند و تمام تلاش آنها برای كسب حمایت علما فایده ای نداشت.

هیچ گاه بین علما و سران فرقه دمكرات رابطه ای نزدیك و دوستانه برقرار نشد. مسولان فرقه كه در ظاهر علیه علما و روحانیون هیچ اقدامی انجام نمی دادند، دست عمال خویش را در زندانی كردن، غارت اموال و حتی قتل آنان باز گذاشته بودند.

از جمله روحانیونی كه به جرم مخالفت با فرقه به شهادت رسید، شیخ محمدحسن رفیعیان بود كه مقابل خانه اش در مرند هدف گلوله قرار گرفت. بسیاری دیگر از علمای آذری نیز در لیست اعدامی ها قرار داشتند كه چند تن از آنان مانند سید اسماعیل پیمان، سید محمد صدر و... به دلیل سقوط دولت پیشه وری، از اعدام جان به در بردند. حكومت ملی اموال تعدادی از روحانیون را نیز مصادره نمود تا از این طریق آنان را وادار به سكوت نماید. آیت ا... مجتهدی در خاطرات خود كه مربوط به 21 فروردین 1325 می باشد ، می نویسد:

« منزل حاجی میرزا محمد حسن مجتهدی را كه یكسال است از تبریز خارج شده است ، مصادره نموده اند. اثاثیه را بار اتومبیل نموده، بردند. این عمل، برای منفور نمودن دولت آذربایجان در نظر مردم از هر اقدام و خیانت دیگری موثرتر است.»

این اقدامات و عملكرد فرقه علیه علما و روحانیون، جایگاه آنها را روز به روز در نزد مردم متزلزل تر می نمود و بر فاصله آنها با مردم می افزود. بسیاری از علمای آذربایجان با صدور حكم جهاد علیه دمكرات ها، مردم را به مبارزه ترغیب كردند كه می توان به فرمان جهاد مقدس میرزا حبیب آقا از روحانیون مشهور آذربایجان اشاره نمود.

از دیگر علمای سرشناس آذربایجان كه به مخالفت با دمكرات ها پرداخت عالم بلند مرتبه، ثقه الاسلام بود كه دمكرا ت ها را متهم میكرد كه ایرانی واقعی نیستند و معتقد بود كه حكومت مركزی باید همه اقدامات لازم را برای از بین بردن آنان به كار ببرد. اظهار نظر وی ارزش خاصی در بین مردم داشت زیرا پدر او در سال 1290ش به دست اشغالگران روسیه تزاری در تبریز به شهادت رسیده بود

در كنار علمای آذربایجان، علما و مراجع تقلید در دیگر نقاط ایران نیز به مخالفت و مبارزه با دمكرات ها پرداختند. در این میان می توان به سید محمد بهبهانی و حاج سید محمد امام جمعه اشاره نمود كه در نامه ای كه برای رئیس جمهور آمریكا و نخست وزیر بریتانیا نوشتند از خدشه دار شدن تمامیت ارضی كشور و كشتار مردم بی گناه ابراز نگرانی و ناراحتی كردندو ...

به هر حال برخی اقدامات غیر دینی و ضد اخلاقی عمال فرقه و همچنین مشروعیت نداشتن آنان نزد علما و روحانیون ، موجب شد سیاست مذهبی مد نظر پیشه وری و همكارانش مورد توجه قرار نگیرد و نتوانند از این راه به اهداف و خواسته هایشان دست یابند. تلاش دمكرات ها در به نمایش گذاشتن تساهل و مصالحه مذهبی سودی نداشت و روز به روز بر نفرت مردم از آنان افزود و به جای تحكیم جایگاهشان، پایه های سست این تشكیلات را متزلزل تر نمود تا اینكه 21 آذر 1325 یعنی دقیقا در اولین سال تاسیس، از هم فروپاشید.

منابع مورد استفاده:

باربیه،موریس. دین و سیاست در اندیشه مدرن. ترجمه امیررضایی، چاپ دوم، 1389 ، تهران، قصیده سرا.

حسنلی، جمیل. فراز و فرود فرقه دمكرات، ترجمه منصور همامی، چاپ اول، 1383، نهران نشرنی.

اتابكی، تورج. آذربایجان در ایران معاصر، ترجمه محمدكریم اشراق، چاپ اول، 1376 ، تهران، انتشارات توس.

جعفریان، رسول. بحران آذربایجان (1325-1324 ) خاطرات مرحوم آیت ا... مجتهدی، چاپ اول، 1381 ، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران.

اتابكی، تورج. پیشین.

جعفریان، رسول. همان.

پورنظمی سیسی، عبدالصمد. فرقه دمكرات آذربایجان یا حكومت یكساله پیشه وری، چاپ اول، 1382 ، ساری، نشر پژوهش های فرهنگی.

پیمایی، نادر. ما و بیگانگان ( خاطرات سیاسی دكتر نصرت ا... جهانشاهلو افشار ) چاپ اول ، 1386، رشت، انتشارات سمرقند.

نظری (غازیانی) ، حسن. گماشتگی های بدفرجام، چاپ اول، 1376، تهران، موسسه خدمات فرهنگی رسا.

جعفریان، رسول. پیشین.

اتابكی، تورج. همان.

اتابكی، همان.