محمد طاهری خسروشاهی

مدیراجرایی موسسه تحقیقاتی علوم اسلامی-انسانی دانشگاه تبریز

براساس مطالعات و شواهد تاریخی، نخستین برخورد روس‌ها با ایران دشمنانه بوده است. محمدعلی جمال‌زاده در كتاب «تاریخ روابط روس و ایران» از قول محمدبن اسفندیار؛ مؤلف تاریخ طبرستان، اولین ارتباط روس‌ها با ایرانیان را «تجاوزگرانه» و مربوط به قرن سوم هجری(267) می‌داند. (جمال‌زاده، 20:1372) احمد كسروی نیز در شهریاران گمنام در باب سلطنت احمدبن اسماعیل دومین پادشاه سامانی و «آمدن روسان از دریا به تاراج طبرستان» از منابع معتبر تاریخی روایات جالبی نقل می‌كند.(كسروی، 84:1368)  

اگر از پنجمین هجوم تجاوزگرانه روس به ایران در سال 570 هجری بگذریم، باید گفت در پی حملة مغول و تحولات اجتماعی ایران، مدت‌ها روس از هجوم به سرزمین‌های ایرانی دامن خویش فراهم چید. با وجود این روز بازار دشمنایگی‌های روس با ایران در عصر قاجار بوده كه نتیجة آن انعقاد دو عهدنامه ننگین گلستان (1228 قمری) و تركمانچای (1243 قمری) می‌باشد.

در پی انعقاد دو عهدنامه ننگین گلستان و تركمانچای، مناطق وسیعی از سرزمین‌های قفقازی ایران به روسیه تزاری واگذار شد و تعدادی از شهرهای كشورمان به اشغال همسایه متجاوز شمالی درآمد.

جدایی این بخش از خاك ایران، ساكنان آن دیار را در نوعی سرخوردگی ناشی از یأس و ناامیدی گرفتار ساخت. در این ایّام «خشم و ناخشنودی ایرانیانی كه در قفقاز اسیر پنجه  بیگانه شده و آوارگانی كه به این سوی ارس پناه آورده بودند، روز به روز فزونی می‌گرفت»(امین ریاحی، 317:1378)؛  بدان سان كه جامعه ایرانی عصر قاجار  آماده یك طغیان عمومی شد، كه چندی بعد در قالب انقلاب مشروطیت ایران و نهضت‌هایی چون جریان تحریم تنباكو متبلور گردید كه جملگی دارای رنگ و بوی ضداستعماری و ضداستبدادی بودند.

بررسی‌ها نشان می‌دهد كه در این ایّام شعر و ادب فارسی نیز به واكنش پرداخت و با ورود به عرصه اجتماع، به صحنه آفرینش و ابداع كشیده شد. «فرهنگ ایران آغاز سده نوزده از گونه‌ای از ادبیات و آثار اسلامی برخوردار شد كه می‌توان آن را «ادب جهادی» نام گذارد.»(حایری، 378:1367)

پژوهشگران و نویسندگان معاصر، برای این واكنش ادب فارسی در برابر تجاوزات داخلی و خارجی استبداد و استعمار نام‌های گونه‌گونی نهاده‌اند. دكتر عبدالهادی حائری این واكنش را «ادب جهادی»(همان : 379)  نام می‌دهد و هدایت‌اللـه بهبودی نیز نام «ادب درباری»(بهبودی، 39:1371) را بیشتر می‌پسندد.

در كنار این دو اصطلاح، عبارت دیگری نیز به چشم می‌خورد كه با توجه به ویژگی‌های شعر و ادب عصر قاجار و به ویژه جریان جنگ‌های روس با ایران، نسبت به دو اصطلاح پیشین پذیرفتنی‌تر می‌نماید و آن «ادبیات ضداستعماری» است.

«در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری، ایران با زمزمه آزادی‌خواهی و مشروطه‌طلبی مواجه می‌شود. اوضاع سیاسی ایران به تدریج نابسامان‌تر می‌گردد و نفوذ انگلیس و روس روز به روز افزایش می‌یابد... [واگذاری] امتیازات كه غالباً به نفع دولت‌های خارجی است، خشم مردم را برمی‌انگیزد و این عوامل اجتماعی و سیاسی خاصه سیاست‌های خارجی، محیط ایران را برای ایجاد یك نهضت بزرگ و ضداستبدادی و ضداستعماری آماده می‌سازد. تأمل نویسندگان و شاعران در وقایع مزبور و بازتاب آن وقایع در نوشته‌ها و سروده‌های سخن‌ سرایان، ادبیات ضداستعماری را در فرهنگ و ادب ایران پدید می‌آورد.»(ذاكر حسین، 67:1379)باری ادبیات ضداستعماری كه از لحاظ مضمون و موضوع، فصل تازه‌ای در نظم و نثر پدید آورده و به سهم خود ادبیات ایران را تنوّع بخشیده، حكایت مبارزات ملت ایران علیه امپراتوری‌های استعمارگر و تجاوزكاری است كه در نیمه‌ دوم قرن نوزدهم میلادی سر تا سر كره زمین را میدان تاخت و تاز و غارتگری خود قرار داده بودند و اگر بپذیریم كه ایران پیشتاز نهضت‌های ضداستعماری ملل و اقوام نیمكره شرقی در تاریخ معاصر جهان بوده و این ویژگی در ادبیات میهن‌مان تبلور یافته است، می‌توان نتیجه گرفت كه ایران آغازگر و مبتكر ادبیات ضداستعماری در كشورهای آسیایی و آفریقایی می‌باشد. كثرت شاعران مبارز ایران و تنوع رویدادهای استعماری در جهان و بازتاب آن در ادبیات فارسی، فضل تقدّم در این نوآوری و ابداع و در نتیجه این جایگاه رفیع ادبی و افتخارآفرین را به شاعران ایران ارزانی داشته است.

«پیشینه ادبیات ضداستعماری به دوره جنگ‌های روسیه علیه ایران بازمی‌گردد كه در آغاز، ادب جهادی نامیده می‌شد و از آن پس تا استقرار نظام مشروطه راه تعالی را می‌پیماید»(همان : 68)

سیری كوتاه در تاریخ ادبیات ضداستعماری نشان می‌دهد كه این نوع ادبی پس از استقرار مشروطیت تا خلع قاجار از سلطنت، همچنان به حركت تعالی‌بخش خویش ادامه می‌دهد و با پیش آمدن جریان جنگ جهانی دوّم و اشغال ایران توسط نیروهای استعمارگر و وقایع مهم پس از آن، (نهضت ملّی شدن صنعت نفت و پیروزی انقلاب اسلامی) به اوج خود می‌رسد.

گستره وسیع ادبیات ضداستعماری، ما را بر آن می‌دارد كه حداقل در موضوع جنگ‌های روس با ایران، درباره این اصطلاح [ادبیات ضداستعماری] اندكی دقیق‌تر شویم. فارغ از گرفتار شدن در بند لفاظی، در كنار اطلاق این سه عنوان به شعر دوره جنگ‌های روس با ایران [جهادی، درباری، ضداستعماری] صاحب این قلم معتقد است كه با توجه به خصوصیات دوره جنگ‌ها و ویژگی‌های این اشعار، عبارت «ادبیات ضداشغالگری» مناسب‌ترین اصطلاح برای شعر دوره‌ای است كه در رابطه با جنگ‌های روس با ایران سروده شده‌اند. به گمان من، عبارت‌های «ادب جهادی»، «ادب درباری» و «ادب ضداستعماری» سه عنوان كلی است كه درباره برخی دیگر از ادوار تاریخی شعر فارسی نیز می‌توان به كار گرفت. به عنوان مثال آیا آن قصیده‌های لفظ‌آمیزی را كه در دربار محمودی سروده می‌شد و چاپلوسی‌هایی از نوع اشعار فرخی و عنصری كه گرفتاری در «اصطبل ثناخوانی» بود، را نمی‌توان «ادب درباری» نام نهاد؟ البته كه می‌توان این اشعار را شعر دربار نامید. فراموش نكنیم كه یكی از وجوه تسمیه «شعر دری» انتساب آن به «دربار ساسانی» است. در این میان برابر دانستن قصاید تملق‌آمیز برخی شاعران دربار محمود با اشعار بلند قائم‌مقام فراهانی كه علیه تجاوزات روسیه تزاری گفته شده، جفای محض بر شعر بلند مقام فارسی است. اصطلاحات «ادبیات جهادی» و «ادبیات ضداستعماری» نیز اگر چه نسبتی با شعر دوره جنگ‌های روس با ایران دارند، لكن بسیار كلی‌‌تر از آنند كه محدوده شعر این دوره را محصور سازند. درون مایه عمده‌ و اصلی آثار شاعرانی كه در برابر تجاوزات روسیه تزاری آفریده شده‌اند، نكوهش «مسئله اشغالگری» و اشاره به تجاوزاتی است كه منجر به اشغال‌ بخش‌هایی از سرزمین‌های قفقازی ایران شد. بنابراین در این نوشتار برای نخستین بار پیشنهاد می‌شود كه در رابطه با شعر دوره جنگ‌های روس با ایران عبارت «ادبیات ضداشغالگری» به كار گرفته شود كه عنوانی دقیق و مناسب است.